رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٦ - لزوم اشراف بر حال مخاطب در بِیان حکم
[١]* أبِی عَبدِ اللَهِ علِیه السّلام فَسَألتُه عن مَسألَةٍ فَأجابَنِی، فَبَِینا أنا جالِسٌ إذ جاءَهُ رَجُلٌ فَسَألَه عنها بِعَِینِها فَأجابَهُ بِخِلافِ ما أجابَنِی! ثُمّ جاءَه رَجُلٌ آخَرُ فَسَألَهُ عَنها بِعَِینِها فَأجابَهُ بِخِلافِ ما أجابَنِِی و أجابَ صاحِبِی! فَفَزِعتُ مِن ذلک و عَظُمَ عَلَِیَّ. فَلَمّا خَرَجَ القَومُ نَظَرَ إلَِیَّ فَقالَ: ”ِیا ابنَ أَشِیَمَ، کأنّک جَزِعتَ!“ قُلتُ: ”جَعَلَنِی اللَهُ فِداکَ، إنّما جَزِعتُ مِن ثَلاثِ أقاوِِیلَ فِی مَسألَةٍ واحِدَةٍ!“ فَقالَ: ”ِیا ابنَ أشِیَمَ، إنَّ اللهَ فَوَّضَ إلِی سُلَِیمانَ بنِ داوُدَ أمرَ مُلکِهِ، فَقالَ: (هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ) و فَوَّضَ إلِی مُحَمَّدٍ أمرَ دِِینِه فَقالَ: (وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا)؛ فإنّ اللهَ تَبارَک و تَعالِی فَوَّضَ أمرَه إلَِی الأئِمّةِ مِنّا، و إلَِینا ما فَوَّضَ إلِی محمّدٍ صلِّی الله علِیه و آله و سلّم؛ فَلا تَجزَع.“»
ترجمه: «موسِیبناشِیَم مِیگوِید: بر امام صادق علِیه السّلام وارد شدم و از اِیشان راجع به مسئلهاِی پرسش نمودم. حضرت پاسخ مرا دادند. در همِین حال که من نشسته بودم مرد دِیگرِی آمد و عِین همان سؤال را از حضرت پرسِید. حضرت جواب دِیگرِی برخلاف جوابِی که به من دادند به او فرمودند! سپس مرد دِیگرِی آمد و از حضرت عِیناً همان سؤال را پرسِید و حضرت جوابِی برخلاف جوابِی که به من و نفر دوم دادند به او فرمودند! اِین امر باعث ترس و نگرانِی من شد و بر من گران آمد. هنگامِی که مردم خارج شدند, حضرت به من نگاه کرد و فرمود: ”اِی فرزند اشِیم، گوِیا نگران و بِیتاب شدهاِی!“ عرض کردم: ”خداوند مرا فداِیت کند، بِیتابِی من بهجهت سه جواب مختلفِی بود که در پاسخ به ِیک مسئلۀ واحد فرمودِید.“ حضرت فرمود: ”اِی فرزند أشِیَم، خداوند امر ملک و فرمانرواِیِی خود را به سلِیمانبنداوود تفوِیض نمود و فرمود: (اِین عطاِی ماست؛ اگر خواستِی منت بگذار و عطا کن و اگر خواستِی نگه دار و امساک نما، بدون اِینکه حسابِی بر تو باشد) و امر دِینش را به محمد صلِّی الله علِیه و آله و سلّم واگذار نمود و فرمود: (آنچه رسول خدا به شما داده است، پس آن را بگِیرِید و از آنچه شما را از آن نهِی کرده است، اجتناب نماِیِید). پس خداوند متعال امر خود را به امامان از ما فرزندانِ پِیامبر واگذار نمود و آنچه خداوند به محمد صلِّی الله علِیه و آله و سلّم تفوِیض نمود، به ما تفوِیض شده است؛ پس ناراحت و نگران نباش.“» (محقق)
الکافِی، ج ١، ص ٦٥:
«عن ابنِ حازِمٍ، قالَ: قُلتُ لِأبِی عَبدِ اللَهِ علِیه السّلام: ”ما بالِی أسألُک عَن المَسألَةِ فَتُجِیبُنِی فِیها بالجَوابِ، ثُمَّ ِیَجِیئُکَ غَِیرِی فَتُجِیبُه فِیها بِجَوابٍ آخَرَ!“ فَقالَ: ”إنّا نُجِیبُ النّاسَ علَِی الزِّیادَةِ و النّقصانِ.“ قالَ قُلتُ: ”فَأخبِرنِی عَن أصحابِ رَسولِ اللهِ صلِّی الله علِیه و آله و سلّم صَدَقوا علِی محمّدٍ صلِّی الله علِیه و آله و سلّم أم کذَبوا؟“ قالَ: ”بَل صَدَقوا.“ قُلتُ: ”فَما بالُهُمُ اختَلَفوا؟ “ فقالَ: ”أ ما تَعلَمُ أنّ الرَّجُلَ کانَ ِیأتِی رَسولَ اللهِ صلِّی الله علِیه و آله وسلّم فَِیسألُه عنِ المَسألَةِ فَِیُجِیبُه فِیها بِالجَوابِ ثُمَّ *