رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٦ - عقل، رکن سوم در استنباط احکام شرعِی، و نقش فاعلِی عقل (ت)
[١]* آن دو اصل عمل خواهد کرد؛ زِیرا نفس آِیات کتاب مبِین بهتنهاِیِی رافع شک و ابهام و ماحِی جهل و تردِید نخواهد بود، بلکه اِین عقل است که با تدبر در آن و بهکارگِیرِی ابزار لازم، حقاِیق منطوِی در آن را کشف و اظهار مِینماِید. همِینطور مسئله در مورد سنت و احادِیث اِینچنِین مِیباشد که اگر جز اِین مِیبود دو نفر در استنباط احکام باهم اختلاف نمِینمودند.
عقل قوه و ودِیعهاِی است الهِی در نفس انسان که با استناد به ِیک سلسله مبانِی و قوانِین نهادِینهشده در ذات و سرشت آدمِی بهنام «فطرت» به استنباط احکام از کتاب و سنت مِیپردازد.
مثلاً در باب تعارض ادلّه، تمامِی ملاکات و مرجّحاتِی که ذکر شده است منطبق با مبانِی فطرِی مِیباشد و عقل با استناد به همان مبانِی به ترجِیح ِیکِی بر دِیگرِی مِیپردازد. بنابراِین اَنسب آن است که بهجاِی عقل، فطرت را بهعنوان رکن سوم از ارکان ثلاثۀ مدرک استنباط قرار دهِیم و عقل را بهعنوان فاعل و عامل استنباط از اِین اصول ثلاثه بهحساب آورِیم.
تلمِیذ: دلاِیل و شواهد اِین مسئله چِیست؟
استاد: آِیاتِی که دالّ بر ملاک بودن فطرت و عقل در تحقق صواب و فلاح است٢ و نِیز رواِیاتِی که در اِین باب مانند: «بکَ أُعاقِبُ و بکَ أُثِیبُ»،٣ و ِیا اِینکه خداوند به مِیزان عقل هر فردِی که به او اعطاء شده است اجر و پاداش خواهد داد.٤و٥ و اما در مورد شواهد، الِیماشاءالله در تارِیخ و موارد فقهِیّه بر اِین مطلب شاهد وجود دارد.
١) جهت اطلاع بِیشتر پِیرامون عدم حجِیت اجماع رجوع شود به اجماع از منظر نقد و نظر.
٢) سوره روم (٣٠) آِیه ٣٠: (فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ). امامشناسِی، ج ٢، ص ٧٠:
«وجه دل خود و چهرۀ باطن خود را بهسوِی اِین دِین حنِیف که بر اساس حق استوار است و از انحرافاتْ منزّه و مبرّاست، بگردان. اِین دِین بر پاِیۀ همان فطرت و سرشتِی است که خداوند انسان را بر آن فطرت سرشته است و در خلقت و آفرِینش خدا تغِیِیر و تبدِیلِی نِیست؛ اِین است آن دِین استوار و لکن اکثرِیت مردم از درک اِین حقِیقت فرو ماندهاند.»
٣) من لا ِیحضره الفقِیه، ج ٤، ص ٣٦٩:
«رَوِی حَمّادُ بنُ عَمرٍو و أنَسُ بنُ محمّدٍ عَن أبِیهِ جَمِیعًا عَن جَعفَرِ بنِ محمّدٍ عَن أبِیهِ عَن جَدِّهِ عَن علِیِّ بن أبِی طالبٍ علِیه السّلام، عَنِ النّبِیِّ صلِّی الله علِیه و آله و سلّم، أنّهُ قالَ لَه: ... ِیا علِیُّ، إنَّ أوّلَ خَلقٍ خَلَقَهُ اللهُ عزَّ و جلَّ العقلُ. فقالَ لَهُ: ”أقبِل“ فأقبَلَ، ثمَّ قالَ لَهُ: ”أدبِر“ فأدبَرَ؛ فقالَ: ”و عِزَّتِی و جلالِی ما خَلَقتُ خَلقًا هو أحبُّ إلِیَّ مِنکَ. بکَ آخُذُ و بکَ أُعطِی و بکَ أُثِیبُ و بکَ أُعاقِبُ ... .“»
ترجمه: «از امام صادق علِیه السّلام رواِیت شده است که رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم به امِیرالمؤمنِین *