رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٩٤ - نکتۀ چهارم در لحاظ قرائن تارِیخِی در استنباط حکم
چگونه ممکن است کسِی ادعا کند که مراسم اربعِین در زمان سابق وجود داشته، درصورتِیکه هِیچ نمونهاِی در تارِیخ براِی آن ذکر نشده است؟! چطور جرِیانات، ارتباطات، جنگها، سنتهاِیِی که بوده و از بِین رفته و سنتهاِیِی که تا الان وجود دارد، همه در تارِیخ اسلام ذکر شده و فقط اِین ِیک مورد نقل نشده است؟! با توجه به اِینکه مهمترِین مسئلۀ مبتلابه اجتماعِی همِین مرگومِیرِی است که در تارِیخ براِی بزرگان، صحابه، فقهاء، حکماء و امثالهم مضبوط است، چرا حتِی ِیک مورد هم ذکر نشده است که براِی شخصِی ـحتِی پِیغمبر و ائمه علِیهمالسّلامـ اربعِین گرفته باشند؟![١]
دوِیستوهفتاد سال، ِیک روز و دو روز نِیست؛ ائمه علِیهمالسّلام نزدِیک به سه قرن با اِین مسئلۀ مبتلابه در مِیان مردم زندگِی کردند، درحالِیکه حتِی ِیک اربعِین براِی خودشان ِیا اصحاب و ارحامشان برگزار نکردند. قطعاً تا در برگزارِی اربعِین براِی غِیر از سِیدالشّهدا علِیهالسّلام مبغوضِیت نباشد، ائمه علِیهمالسّلام چنِین روِیهاِی را پِیش نمِیگرفتند؛ اِینکه انجام ندادهاند به اِین معناست که اِین عمل مورد رضاِی پروردگار نِیست و از جهت شرعِی اشکال دارد، و کسِی که بگوِید اشکال ندارد، بدِیهِیات را انکار کرده است.
بنده وقتِی شنِیدم که برخِی از آقاِیان گفتهاند: «اربعِین براِی پِیغمبر و ائمه علِیهمالسّلام برگزار مِیشده، ولِی از بِین رفته و الان فقط براِی امام حسِین باقِی مانده است»،[٢] بسِیار تعجب کردم و در نامهاِی نوشتم:
اگر شما به مطالبِی غِیر از آنچه در کتبِ در دسترس ماست رسِیدهاِید، لطفاً دلِیلتان را ارائه دهِید تا در چاپهاِی بعد اصلاح شود.
[١]. تلمِیذ: آِیا عدم وجدان دلِیل، حرمت را ثابت مِیکند؟
استاد: بدعت است! اگر در مسئلۀ اربعِین ـولو ِیکدرصدـ استحبابِی باشد، باِید مسکوتٌعنه واقع نشود و ائمه باِید آن را بِیان کنند؛ پس چرا نفرمودهاند؟!
[٢].شکوفاِیِی عقل در پرتو نهضت حسِینِی، ص ٢٣١.