رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦١ - انحصار ارائۀ حقِیقت احکام، در بِیانات اولِیاِی کُمَّل الهِی
فقط در اِین مسائل باشد که اِین بد است و آن خوب است، همِیشه سر به پاِیِین و نظر به اِینوآن دارد و لذا هِیچوقت نمِیتواند چشم به دوردست داشته باشد.[١]
انسان در مقام عبودِیّت اصلاً نباِید به اِین نگاه کند که کدام عمل عقاب و کدام عمل ثواب دارد؛ بلکه فقط باِید ببِیند مولا از او چه مِیخواهد و چه چِیز او را به او مِیرساند و بس! دراِینصورت مشخص است که چون حرام انسان را به مولا نمِیرساند، پس خودبهخود حرام و مکروه از او ترک خواهد شد.[٢]
عجِیب است که وقتِی انسان از افق مادون بِیرون بِیاِید، دِیگر تمام محرمات, واجبات و امثال اِینها در فضاِی پاِیِینترِی قرار مِیگِیرد. درست است که ما براِی اِین زندگِی مِیکنِیم که نفع خود را از اِین دنِیا ببرِیم و لذا فرمودهاند: «الدّنِیا قَنطَرَةٌ»[٣] و
[١]. جهت اطلاع بِیشتر پِیرامون لزوم سوق دادن مکلف بهسوِی ادراک حقاِیق دِینِی و لذت عبور از عوالم نفس و توهمات، رجوع شود به رسالۀ اجتهاد و تقلِید، ص ٣٨٠.
[٢]. تحرِیر المواعظ العددِیّة، ص ٢٤٥:
قالَ رسولُ الله صلِّی الله علِیه و آله و سلّم: القلبُ ثلاثةُ أنواع: قلبٌ مشغولٌ بالدّنِیا، و قلبٌ مشغولٌ بالعُقبِی، و قلبٌ مشغولٌ بالمَولِی؛ أمّا القلبُ المشغولُ بالدّنِیا له الشّدةُ و البلاء، و أمّا القلبُ المشغولُ بالعُقبِی فله الدّرجاتُ العلِی، و أما القلبُ المشغولُ بالمولِی فله الدّنِیا و العقبِی و المولِی.
ترجمه: «رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم فرمودند:
قلبها بر سه دستهاند: دلهاِیِی که وابسته به دنِیا هستند و دلهاِیِی که وابسته به آخرت و دلهاِیِی که وابسته به مولا و حضرت حق؛ اما قلبهاِی مشغول و وابسته به دنِیا همواره در بلاء و سختِیاند، و امّا قلبهاِی مشغول به آخرت درجات والاِیِی دارند، ولِی قلبهاِی مشغول به حضرت حق هم دنِیا و هم عقبِی و هم مولا براِی اِیشان است. (محقق)
[٣]. الخصال، ج ١، ص ٦٥:
«عن الزُّهرِیِّ قال: سَمِعتُ علِیَّ بنَ الحسِینِ علِیه السّلامُ ِیقولُ: قالَ المسِیحُ عِیسِی علِیهِ السّلامُ للحوّارِیِّینَ: ”إنّما الدّنِیا قَنطَرَةٌ فَاعبُروها و لا تَعمُروها“.»
ترجمه: «زُهرِی مِیگوِید: از امام علِیّبنالحسِین علِیهالسّلام شنِیدم که فرمود: ”حضرت عِیسِی علِیه السّلام به حوارِیِین فرمود: دنِیا پلِی است؛ پس، از آن عبور کنِید و آن را آباد مسازِید.“» (محقق)