رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٦٧ - کِیفِیت استنباط از عبارت «لکلِّ شهرٍ عمرةٌ» در نهِی و حصر
استحباب ِیک عمره براِی واردِ در حرم[١] مِیکند،[٢] و آن استحباب کلِی دلالت بر استحباب تکرار چند عمره دارد.
اما تا آنجا که فحص شد رواِیتِی که بهنحو عام دلالت بر استحباب کند ِیا حتِی رواِیتِی که بهنحو خاص دلالت بر استحباب تکرار عمره عندالورود داشته باشد، ِیافت نگردِید.[٣] بنابراِین، ادعاِی آقاِیانِی که مِیفرماِیند رواِیات، دال بر اصلِ تشرِیعِ ِیک عمره براِی هر شهر است و منافاتِی با استحباب تکرار آن ندارد، قابل خدشه است و مورد قبول نِیست. اِین مدعا در صورتِی قابل پذِیرش است که ادلۀ دِیگرِی ـخارج از حِیطۀ القاء تکلِیف عمرهـ دالّ بر اصل استحباب عمره بأِیِّنحوٍکان کثِیرًا، وجود داشته باشد.
کِیفِیت استنباط از عبارت «لکلِّ شهرٍ عمرةٌ» در نهِی و حصر
تلمِیذ: در رواِیات اِین باب، نهِی صرِیح با تعبِیر «لا تفعل» که وجود ندارد؛ پس چگونه مِیتوان از عبارت «لکلِّ شهرٍ عمرةٌ» حصر و نهِی را استنباط نمود؟
استاد: همانطور که عرض شد، باِید به اِین نکتۀ مهم و حِیاتِی در ترتّب
[١]. منظور از وارد، کسِی است که مِیخواهد در ِیک ماه، ِیک مرتبه از خارج مکه وارد آن شود؛ همانطور که امام علِیه السّلام فرمودهاند: «إذا دخَلَ فلِیَدخُل مُلَبِِّیًا و إذا خرَجَ فَلِیَخرُج مُحِلّاً.»*
* وسائل الشِیعة، ج ١٤، ص ٣٠٨.
ترجمه: «وقتِی وارد مکه مِیشود، مُحرِم و لبِیکگوِیان باشد و هنگامِی که خارج مِیگردد، مُحِل و ازاحرامدرآمده باشد.» (محقق)
[٢]. بهمعناِی اِینکه هرکس در ِیک ماه، ِیک بار از خارج مکه احرام بندد و عمره انجام دهد، به استحباب «لکلِّ شهرٍ عمرةٌ» عمل نموده است. (محقق)
[٣]. در رواِیات دستورِی مبنِی بر اِینکه امام علِیهالسّلام فرموده باشند: «هروقت شخص داخل در مکه شد، ِیک عمره بهجا آورد» ِیا اِینکه فرموده باشند: «اگر فردِی مکه را ترک کرد و بعد از چند روز برگشت، عمرۀ دِیگرِی انجام بدهد» وجود ندارد.