رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٤١ - جواز تکرار عمره در رواِیات، بر اساس حسن فاعلِی
بدِیهِی است که مقصد تاجر از کسب، تحصِیل منفعت است نه ضرر، اما فردِی که مِیخواهد فرزندش نسبت به مسئلۀ کسب، تدرّب و تجربه و خبروِیت پِیدا کند، دِیگر به اِینکه او در معاملاتش ضرر مِیکند ِیا نفع مِیبرد هِیچ کارِی ندارد؛ بلکه اگر او به هر مقدار زِیان کند هم مِیگوِید براِی من اِین مهم است که او راه کسب و طرِیقۀ با مردم طرف شدن را ِیاد بگِیرد؛ اما وقتِی که ملکۀ کسب حاصل شد، تجارتخانه و هرچه را دارد به او مِیسپارد. البته در اِینجا هِیچ ثوابِی ـبهمعناِی ارزش عرفِیـ بر خود اِین عمل مترتّب نمِیشود؛ زِیرا عرف نسبت به عمل فردِی که ِیک روز در کنار خِیابان بهجهت اختبار و تجربه جنسِی فروخته است، ارزشِی قائل نمِیشود.
در مورد کفّنفس نِیز شخصِی که ارادۀ فرزندش ضعِیف است، در ابتدا او را از دست زدن به ِیک شِیء بِیارزش نهِی مِیکند تا کمکم جنبۀ کفّنفس نسبت به ِیک اقدام در او تحقق و اقتدار پِیدا کند. در مرتبۀ بعد با خوددارِی از مسئلهاِی دِیگر، پلۀ بالاترِی از اِین جنبه را حائز مِیشود و همِینطور ادامه پِیدا مِیکند تا اِینکه بعد از مدتِی مِیبِینِید از مسائلِی که در ِیک سال گذشته بههِیچوجه نمِیتوانست از اقتحام در آنها کفّنفس کند، بهراحتِی مِیگذرد. اِین فعل براِی فاعل آن جنبۀ تربِیتِی داشته و مولا به خود آن فعل نظر ندارد.
بنابرآنچه در مسئلۀ حسن فعلِی و حسن فاعلِی بِیان شد به اِین نتِیجه مِیرسِیم که اگر ِیک عمل منهِیّ عبادِی را لوخُلِّیوطَبعَه بدون جواز بعدِی در نظر بگِیرِیم، بدون شک آن نهِی دلالت بر مبغوضِیت مِیکند. نهِی در عبادت هم موجب فساد و بطلان است؛ زِیرا در اِین فعل حسنِی وجود ندارد و قصد تقرب متمشِی نِیست و
[١]* بازار آسِیابکنندگان بنشِین.“ پس آسِیاب و شترِی فراهم کرد و به آسِیاب کردن مشغول شد.
ابومحمد عبداللهبنمحمدبنخالد برقِی ذکر کرده است که او در عبادت مشهور و از عبّاد زمانش بود.» (محقق)