رحلة مصر والسودان - مهري، محمد - الصفحة ٢٢ - «جواب سعد الوقاص على كتاب رستم هرمزد»
ز زر بفت چينى كشيد ندنخ* * * سپاه اندر امد چو مور و ملخ
نهادند زرّين يكى زير كاه* * * نشست از برش پهلوان سپاه
نشتسذ پيشش صد و شصت مرد* * * سواران و شيران روز نبرد
ابا افسر و جامههاى بنفش* * * بپاي اندرون كرده زرّينه كفش
همان طوق داران ابا كوشوار* * * سرا پرده آراسته شاهوار
چو شعبه ببالاى پرده سراى* * * بيامد بر آنجا نه بنهاد پاي
هميرفت بر خاك بر خوار خوار* * * ز شمشير كرده يكي دستوار
نشست از بر خاك و كس را نديد* * * سوى پهلوان و سران ننكريد
بدو كفت رستم كه جان شاد دار* * * بدانش روان و تن آباد دار
بدو و كفت شعبه كه اى نيكنام* * * اكر دين پذيرى عليك السلام
به پيچيد رستم ز كفتار او* * * بروهاش پر چين شد از كار او
ازو نامه بستد بخوننده داد* * * سخنها برو كرد داننده ياد
چنين داد پاسخ كه او را بكوى* * * نه تو شهريارى نه ديهيم جوى
نديدى سر نيزه بخت مرا* * * دلت آرزو كرد تخت مرا
سخن نزد دانندكان خوار نيست* * * ترا اندر نيكار ديدار نيست
اكر سعد با تاج شاهان بودى* * * مرا رزم و بزم وى آسان بودي
و ليكن چو بد ز اختر بىوفاست* * * چه كويم كه امروز روز بلاست
مرا كر محمد بود پيش رو* * * ز دين كهن كيرم اين دين نو
همي كژ بود كار اين كوژ پشت* * * بخواهد همى بود با ما درشت
تو اكنون بدين خرّمى باز كرد* * * كه جاى سخن نيست روز نبرد
بكويش كه در جنك مردان نيام* * * مرا بهتر آيد ز كفتار خام
جو شعبه بنزديك او كشت باز* * * سپه را بفرمود تا كرد ساز
بفرمود تا بر كشيدند ناى* * * سپه اندر آمد زهر سوى بجاى
«جواب سعد الوقاص على كتاب رستم هرمزد»
فكتب سعد جوابه بعبارات تتضمن الشدة و اللين. بدأ بسم اللّه و محمد رسوله و الدليل على طريق الحق. ثم تكلم عن الجن و آدم و احاديث النبي الهاشمي و عن القرآن الشريف و التوحيد و الوعد و الوعيد و نهر اللبن و شجر طوبى و الشراب الطهور و الجنة و جهنم و الشريعة الأحمدية فاذا قبل الشاه هذا الدين المبين نال السعادة