جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٦١٩ - تساوى پيامبر
- سلام اللَّه عليها- را عطا نمود كه او سرور زنان جهان است. و جانشينى و امامت را در برادر و پسر عمويش حضرت على- ٧- قرار داد و بعد از آن در امام حسن و امام حسين- ٨- و سپس در فرزندان امام حسين- ٧- تا حجة بن الحسن- عجّل اللَّه تعالى فرجه الشريف- و اين تا قيام قيامت است و همه آنان فرزندان رسول خدا- ٦- از طرف فاطمه- سلام اللَّه عليها- هستند همان طور كه وصايت و جانشينى را در نسل هارون برادر حضرت موسى- ٧- قرار داد و همچنان كه عيسى- ٧- از نسل پيامبران بود، خداوند متعال مىفرمايد: «و از ذرّيه او داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون است و بدينسان نيكوكاران را پاداش مىدهيم و زكريا و يحيى و عيسى»[١].
(١) و خداوند متعال به حضرت محمّد- ٦- كتاب مجيد و قرآن عظيم را عطا كرد و درب حكمت را بر او و اهل بيتش گشود و اطاعت آنان را به طور مطلق (بدون قيد و شرط) واجب نمود در آنجا كه فرمود: «خدا و رسول و فرمانداران (از طرف خدا و رسول) را اطاعت كنيد»[٢].
و اگر حضرت يعقوب- ٧- در فراق و دورى فرزندش يوسف صبر كرد به حدى كه نزديك بود از ناراحتى و اندوه جان دهد، پيامبر اكرم- ٦- از داغ مرگ يگانه پسرش- كه خيلى او را دوست مىداشت- سوگوار شد، ولى صبر نمود. يعقوب از فراق و دورى يوسف اندوهگين شد، ولى پيامبر- ٦- در مرگ نور چشمش ناراحت و محزون گرديد، در حالى كه يعقوب يكى از پسرانش را گم كرده بود و يقين به مرگش هم نداشت.
و اگر به يوسف مقدارى از جمال و زيبايى عطا شده بود، ولى زيبايى و جمال پيامبر ما چنين وصف شده است: «اگر او را ببينى همچون آفتابى است كه طلوع مىكند». و اگر حضرت يوسف- ٧- به دورى و غربت از وطن و جدايى مبتلا شد، پس پيامبر- ٦- از وطن و زادگاهش بخاطر آزار و اذيت
[١] سوره انعام، آيه ٨٤ و ٨٥.
[٢] سوره نسا، آيه ٥٩.