جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٤٩١ - رفتار بىادبانه متوكل با امام(ع)
نمىگشت، ضررى به تو نمىرساند. وقتى كه ملكش را برگرداندند، بعد از مدت كمى، از دنيا رفت[١].
رفتار بىادبانه متوكل با امام (ع)
(١) ٩- صالح بن سعيد روايت مىكند كه: متوكل به دنبال امام هادى- ٧- فرستاد تا اينكه او را به سامرّا بياورند. وقتى كه حضرت به آنجا رسيد، متوكل دستور داد تا به آن حضرت، اجازه ورود به كاخش را ندهند و در كاروانسراى فقرا ساكن نمايند! من به خدمتش رسيدم و گفتم: در تمام امور مىخواهند نور تو را خاموش بكنند و تو را كوچك نمايند تا اينكه در اين كاروانسرا شما را جاى دادند! حضرت فرمود: اى پسر سعيد! تو اينجايى؟ آنگاه با دستش اشاره كرد، باغهايى را ديدم كه در آن نهرهايى جارى است و حوريان و جوانان در گردشاند. چشمم حيران ماند و شگفتىام زياد شد.
حضرت فرمود: اگر بخواهيم، اينها براى ماست[٢].
[١] ارشاد مفيد: ص ٣٧٢.
[٢] اصول كافى: ١/ ٤٩٨، حديث ٢.