جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٣٤٣ - سوء قصد به جان امام(ع)
تكلّم امام (ع) به لسانهاى مختلف
(١) ١٣- نصير خادم مىگويد: بارها امام عسكرى- ٧- را مىديدم كه با غلامانش- كه رومى، تركى و از اهل سيسل بودند- به زبانهاى آنها سخن مىگويد.
از اين مسأله خيلى تعجّب مىكردم و مىگفتم: كسى نديده است كه حضرت، به آن سرزمينها برود. پس چگونه به زبان آنها سخن مىگويد.
ناگهان امام- ٧- رو به من كرد و فرمود: خداوند حجّتش را از ساير مردم امتياز داده، و معرفت و شناخت هر چيز را به وى عطا نموده، و او تمام زبانها و تمام اسباب و حوادث را مىداند. و اگر اين گونه نمىشد، ميان حجّت خدا و ساير مردم، فرقى وجود نداشت[١].
سوء قصد به جان امام (ع)
(٢) ١٤- امام حسن عسكرى- ٧- را به «نحرير»[٢] سپردند. همسرش بدو گفت: از خدا بترس! چون تو نمىدانى چه كسى در خانه تو زندانى است؟ و عبادات و راز و نيازهاى امام- ٧- را به ياد او آورد و گفت: از تو در مورد او مىترسم.
نحرير گفت: او را در ميان درندگان مىاندازم. سپس براى اجراى تصميم خود، اجازه گرفت. آنها نيز به او اجازه دادند. و او حضرت را در ميان درندگان رها نمود.
و يقين كرد كه ديگر كار امام- ٧- تمام است و درّندگان او را خواهند دريد. هنگام صبح آمدند تا شاهد دريده شدن بدن مبارك امام- ٧- باشند اما با كمال تعجّب ديدند كه آن حضرت، نماز مىخواند. و درندگان نيز اطراف آن حضرت، نشستهاند. از اين رو امام- ٧- را آزاد نمودند[٣].
[١] كافى: ١/ ٥٠٩، حديث ١١.
[٢]« نحرير» خادم و مسئول نگهدارى حيوانات درّنده و سگهاى خليفه بود.
[٣] كافى: ١/ ٥١٣، حديث ٢٦.