جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٧٨٢ - وفات ابو الحسن سمرى؛ وكيل امام زمان(عج)
داشتم، آنها را به صورت شمش تبديل كردم- اين اموال به او داده شده بود تا تحويل شيخ ابو القاسم حسين بن روح بدهد- مىگويد: وقتى كه وارد به سرخس شدم در زمينى شنزار خيمهام را زدم و شمشها را درآورده و شمارش مىكردم كه يكى از آن شمشهاى طلا افتاد و در رملها فرو رفت و من متوجّه آن نشدم. وقتى كه به همدان رسيدم بخاطر اهميتى كه به نگهدارى آنها مىدادم بار ديگر آنها را شماره كردم اما ديدم يك شمش طلا به وزن ١٠٣ مثقال- يا اينكه گفت: ٧٣ مثقال (به اختلاف روايت)- گم شده است. به ناچار شمش ديگرى به همان وزن با مال خود فراهم آورده و در ميان شمشها قرار دادم.
وقتى وارد بغداد شدم نزد شيخ ابو القاسم حسين بن روح رفته و شمشها را تحويل دادم و او در ميان شمشها، شمشى را كه خودم خريده بودم- به جاى آن شمشى كه گم كرده بودم- درآورد و به من داد و گفت: اين شمش از آن ما نيست.
شمش ما در سرخس در جايى كه خيمه در شنزار زدى گم كردهاى به همان محل بر گرد و در همان جا فرود آى و شمش را در ميان آن زمين شنزار جستجو كن كه آن را خواهى يافت و به اينجا بازمىگردى، ولى مرا ديگر نمىبينى.
محمّد بن حسن مىگويد: به سرخس باز گشتم و در جايى كه قبلا خيمه زده بودم فرود آمدم و شمش را از زير شنها يافتم در حالى كه به روى آن گياهى روئيده بود، پس آن را برداشته و به شهر خودم برگشتم، سال بعد همراه با شمش به حج مشرف شدم و داخل بغداد شدم و حال آنكه شيخ ابو القاسم- رضى اللَّه عنه- در گذشته بود. در آنجا شيخ ابو الحسن على بن محمّد سمرىّ را ملاقات كردم و او از من شمش را طلبيد و من هم آن را به او تقديم كردم[١].
وفات ابو الحسن سمرى؛ وكيل امام زمان (عج)
(١) ٤٥- از ابن بابويه ابو الحسن صالح بن شعيب طالقانى از ابو عبد اللَّه احمد بن
[١] بحار: ٥١/ ٣٤٠، حديث ٦٨.