جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٧٤٥ - ايمان آوردن ابو طالب به حساب جمل
(١) ٨- ابن عباس گويد: كار تبع بر شما مشتبه نشود كه او مسلمان بود.
(٢) ٩- امام صادق- ٧- فرمود: «تبع» به اوس و خزرج گفت: اينجا (مدينه) باشيد تا اينكه اين پيامبر قيام كند، اما اگر من او را درك مىكردم خدمتش مىنمودم و با او بيرون مىآمدم.
و مقدارى از معجزات پيامبر در حديث «تبع» گذشت.
مخفى بودن ايمان عبد المطلب و ابو طالب
(٣) ابو طالب و پدرش عبد المطلب از اعلمترين و داناترين عالمان به شأن پيامبر- ٦- بودند، ولى ايمان خود را از جاهلان و اهل كفر و گمراهى پوشيده نگه مىداشتند.
نظر على (ع) نسبت به ايمان ابو طالب، عبد المطلب، هاشم و عبد مناف.
(٤) ١٠- اصبغ بن نباته مىگويد: از على- ٧- شنيدم كه فرمود: به خدا سوگند! نه پدرم و نه جدّم عبد المطلب و نه هاشم و نه عبد مناف هيچ بتى را نپرستيدند.
پرسيدند: پس چه مىپرستيدند؟
فرمود: به سوى كعبه نماز مىگزاردند و بر دين ابراهيم بودند و به آن چنگ زده بودند.
ايمان آوردن ابو طالب به حساب جمل
(٥) ١١- شخصى از ابو القاسم بن روح پرسيد معناى سخن عبّاس كه به پيامبر گفت: «عموى تو ابو طالب به حساب جمل ايمان آورد و در دستش ٦٣ را ترسيم كرد» چيست؟
پيامبر فرمود: با اين، «اله احد جواد» را قصد كرده است و تفسيرش اين است كه: الف «يك» مىباشد و لام «سى» و ها «پنج» و الف «يك» و حاء