جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٤٤٧ - احسان امام صادق(ع) به داود رقى
زنده شدن پرندگان توسط امام صادق (ع)
(١) ١٤- حسين بن زيد مىگويد: به امام صادق- ٧- گفتم مرا از فرمايش خداوند متعال به حضرت ابراهيم كه فرمود: «اولم تؤمن» آگاه كن. حضرت فرمود:
دوست دارى كه مانند آن را ببينى؟
گفتم: بلى.
پس چاقويى برداشت و برخاست و كبوتر و كلاغ و طاوس و بازى را ذبح كرد و آنها را قطعه- قطعه نمود و به هم مخلوط كرد و بعد يك- يك آنها را ندا داد.
ديدم كه گوشتها بعضى به يك ديگر چسبيدند و دوباره همان پرندگان، به وجود آمدند[١].
احسان امام صادق (ع) به داود رقى
(٢) ١٥- داود رقى مىگويد: نزد امام صادق- ٧- بودم كه به من فرمود:
چرا رنگت تغيير كرده است؟
گفتم: بدهى زياد آن را اين گونه كرده است. و قصد كردهام كه از راه دريا به «سند» بروم و برادرم فلانى را بياورم.
حضرت فرمود: اگر خواستى برو.
گفتم: وحشت دريا و طلاطم آن مانع من مىشود.
حضرت فرمود: اى داود! كسى كه تو را در خشكى حفظ مىكند، در دريا نيز نگهدار تو مىباشد. اى داود! اگر اسم و روح من نبود، رودخانهها جارى نمىشدند و ميوهها نمىرسيدند و درختان سبز نمىگشتند.
داود مىگويد: سوار كشتى شدم و ١٢٠ روز از نزديك ساحل مىرفتيم كه روز جمعهاى قبل از ظهر، ديدم آسمان ابرى است. و نور درخشانى از بالاى آسمان
[١] در جلد دوم، در معجزات امام صادق- ٧- در حديث چهارم گذشت.