جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ١٣ - هجرت پيامبر
شود، زيبايى، ترتيب، استوارى و درستى ديده مىشود.
معجزات پيامبر ٦ در حال حيات
(١) الف- معجزاتى كه قبل از بعثت پيامبر واقع شده، تا مقدّمه و تأييدى بر پيامبرى آن حضرت باشد.
ب- معجزاتى كه بعد از بعثت رخ داد، براى اتمام حجّت بود.
ج- دعاهاى مستجاب آن حضرت.
د- خبر دادن آن حضرت از غيب.
ه- پيشگوئيهاى پيامبر كه گفته بود، و بعد از رحلت آن حضرت، واقع شد.
هجرت پيامبر ٦ از مكّه
(٢) ١- خبرى كه همه عرب چه مؤمن و چه كافر آن را نقل كردهاند و اشعارى نيز در اين باره سرودهاند. و قصه از اين قرار است كه پيامبر اكرم، توسط جبرئيل خبر دار شد كه قريش، قصد كشتن او را دارند، شبانه از مكه خارج شد و على- ٧- را به جاى خود گذاشت. وقتى كه قريش از ماجرا مطّلع شدند، حضرت را تعقيب كردند و جلوتر از همه، سراقة بن مالك بود. ردّ پيامبر را گرفت و به آن حضرت رسيد و خيال كرد كه ديگر به آن حضرت دست يافته است. ولى خدا توسط زمين او را گرفت، يك دفعه پاهاى جلو اسب او به زمين فرو رفت و از گردن اسب به زمين افتاد، در حالى كه زمين خشك بود. بار دوم نيز همين طور. و چون او مرد عاقلى بود، فهميد كه اين يك امر آسمانى است.
از اين رو از آن حضرت استمداد كرد. پيامبر- ٦- جواب او را داد. عرض كرد دعا كن خدا اسبم را آزاد كند و من نيز تعهد مىكنم كه هيچ كس را به محل تو راهنمايى نكنم بلكه از تو دفع نمايم.
حضرت دعا كرد و اسب او به پا خاست مثل اينكه گره را از پايش باز كرده