جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٥١٢ - ارسال بيت المال به سوى امام موساى كاظم(ع)
نما. پس گريستم. حضرت پرسيد: چه چيزى تو را گرياند؟ گفتم: خبر مرگ مرا دادى.
فرمود: خوشحال باش؛ چون از شيعيان ما هستى و با ما در بهشت خواهى بود.
صراط و ميزان و حساب شيعيان به دست ماست. و به خدا سوگند! ما به شما از خودتان دلسوزتر هستيم و من به درجه تو در بهشت و رفيقت حارث بن مغيره نضرى نگاه مىكنم[١].
طولانى شدن مدت عمر
(١) ٦- ميسّر مىگويد: امام صادق جعفر بن محمّد- ٨- به من گفت: بر مدت عمر تو اضافه شده است چه كار كردهاى؟ گفتم: من در حالى كه جوان بودم، به پنج درهم اجير شدم و من اين كار را براى خالهام كرده بودم[٢].
تقاضاى دعا براى مريض و پاسخ امام (ع)
(٢) ٧- خالد بن نجيح مىگويد: به امام موسى- ٧- گفتم: عدهاى از شيعيان از كوفه آمدهاند و گفتهاند كه مفضّل خيلى مريض است براى او دعا كن.
حضرت فرمود: او راحت شد. و اين سخن سه روز بعد از مرگ او بود[٣].
ارسال بيت المال به سوى امام موساى كاظم (ع)
(٣) ٨- باز خالد بن نجيح مىگويد: امام موساى كاظم- ٧- به من فرمود: هيچ كارى نكن تا اينكه نامه من به تو برسد و هر چه از بيت المال نزد تو مىباشد، به سوى من بفرست و از كسى چيزى قبول نكن. آنگاه امام موسى- ٧- به سوى مدينه روانه شد و خالد بعد از او پانزده روز در مكه ماند و سپس مرد[٤].
[١] بحار الأنوار: ٤٧/ ٣٤٣، حديث ٣٣.
[٢] مستدرك الوسائل: ١٥/ ٢٤٨، حديث ٤٢.
[٣] بحار الأنوار: ٤٨/ ٧٢، حديث ٩٨.
[٤] بحار الأنوار: ٤٨/ ٥٤، حديث ٥٥.