جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٤٦٤ - شهادت معلى بن خنيس
هستند، ولى نبايد اين سخن را كسى از تو بشنود[١].
سوء قصد منصور به جان امام صادق (ع)
(١) ٣٩- محزمه كندى نقل مىكند كه منصور دوانيقى در ربذه منزل كرد و امام جعفر صادق- ٧- هم در آنجا بود، گفت: چه كسى مىتواند جلو مرا بگيرد تا اينكه جعفر را نكشم، به خدا سوگند! او را خواهم كشت. پس حضرت را خواند.
امام- ٧- بر او وارد شد و فرمود: اى امير مؤمنان! با من مدارا كن. به خدا سوگند! مصاحبت من با تو كم است.
منصور اجازه برگشت داد و به عيسى بن على گفت: دنبال او برو و بگو من نخواهم بود يا او؟ پس بيرون آمد و به او رسيد و پرسيد: اى ابو عبد اللَّه! امير مؤمنان مىپرسد: من نخواهم بود؟ يا تو؟
حضرت فرمود: بلكه من[٢].
شهادت معلى بن خنيس
(٢) ٤٠- ابو بصير مىگويد: امام صادق- ٧- به من فرمود: آنچه در مورد معلّى بن خنيس به تو مىگويم، پوشيدهدار. من هم گفتم: همين كار را انجام مىدهم.
فرمود: او به درجه و مقام خودش نمىرسد مگر با آن كارى كه داود بن على با او مىكند.
پرسيدم: داود بن على با او چه خواهد كرد؟
فرمود: او را مىخواند و گردنش را مىزند و به دارش مىكشد.
گفتم: چه وقت اين كار انجام خواهد گرفت؟
[١] بحار الانوار: ٤٧/ ١٧٢، حديث ١٨.
[٢] بحار الانوار: ٤٧/ ١٧١، حديث ١٧.