جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ١٦٦ - شهادت على(ع)
مىشود و با شفاعت او قبيلههايى چون ربيعه و مضر به بهشت مىروند[١].
على (ع) و صلح تحميلى
(١) ٢٥- وقتى كه اهل شام، قرآنها را بالاى نيزه كردند، عدّهاى از ياران على- ٧- به شك افتادند و گفتند: بايد صلح كنيم! حضرت فرمود: «واى بر شما! اين نيرنگ است. اينها قرآن را نمىخواهند و از اهل قرآن نيستند. از خدا بترسيد و با آنها كارزار كنيد. و اگر اين كار را انجام ندهيد بين شما جدايى مىافتد. و هنگامى پشيمان مىشويد كه پشيمانى فايدهاى ندارد». همان گونه نيز شد[٢].
شهادت على (ع)
(٢) ٢٦- اين خبر به حدّ تواتر رسيده است كه على- ٧- قبل از شهادتش، آن را اعلام نموده بود و مىفرمود: «من شهيد مىشوم و محاسنم از خون سرم رنگين مىشود و شقىترين مردم، مرا به شهادت مىرساند!».
و از فرمايش ايشان است كه: ماه رمضان براى شما مىآيد و در آن آسياب سلطان مىگردد. بدانيد كه شما در آن سال در يك صف، حج مىكنيد و نشانهاش اين است كه من ميان شما نيستم.
در ماه رمضان همان سالى كه شهيد شد، شبى را در خانه امام حسن و شبى را در خانه امام حسين و شبى را در خانه عبد اللَّه بن جعفر، شوهر دخترش زينب، افطار مىنمود. و بيشتر از سه لقمه غذا نمىخورد. وقتى علتش را سؤال كردند فرمود:
«مىخواهم گرسنه شهيد شوم».
در آن شبى كه ضربت خورد، به سوى مسجد روانه شد. مرغابيها جلو حضرت
[١] بحار: ٤١/ ٢٩٩، حديث ٢٩. و ارشاد مفيد: ص ١٨٢ و ارشاد القلوب: ص ٢٢٤.
[٢] بحار: ٨/ ٥٩٣. و ارشاد مفيد: ص ١٨٣.