جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ١٥٧ - گفتگوى على(ع) با اصحاب كهف
|
متبع به رئيس مارق |
ارجع الى وصى النبى[١] الصادق |
|
برگشتم ولى چيزى نديدم پس گفتم:
|
انا ابو خيثمة التميمى |
لما رايت القوم في الخصوم |
|
|
تركت اهلى غازيا للروم |
حتى يكون الامر في الصميم[٢] |
|
باز شنيدم كه گفت:
|
اسمع مقالى و ارع قولى ترشدا |
ارجع الى علىّ الخضم الاصيدا |
|
|
ان عليا هو وصى أحمدا[٣] |
ابو خيثمه مىگويد: پس پيش على- ٧- برگشتم[٤].
گفتگوى على (ع) با اصحاب كهف
(١) ١٣- شريك بن عبد اللَّه مىگويد: پيامبر اكرم- ٦- على- ٧- و ابو بكر و عمر را به سوى اصحاب كهف فرستاد: و فرمود: سلام مرا به آنها برسانيد.
وقتى كه از نزد پيامبر- ٦- بيرون رفتند، آن دو به على- ٧- گفتند: جاى آنها را مىشناسى؟
حضرت فرمود: «پيامبر ما را جايى نمىفرستد. مگر اينكه خدا ما را به آنجا هدايت كند!» هنگامى كه بر در غار رسيدند، على- ٧- به ابو بكر گفت: «تو سلام
[١] يعنى: اى كسى كه از كنار رود فارق عبور مىكنى و از دين حق كناره گرفتهاى! پيروى مىشود در آن دين، رئيس با نفوذ به سوى وصى پيامبر راستگو بر گرد.
[٢] يعنى: من ابو خيثمه تميمى هستم. و هنگامى كه قوم خود را در دشمنى با يك ديگر ديدم، خانوادهام را ترك كردم و به روم آمدم تا اينكه كار آنها اصلاح شود.
[٣] يعنى: سخنم را بشنو و به سوى على كه سخاوتمند و صاحب ملك است، برگرد. چون على، جانشين احمد است.
[٤] بحار: ٣٩/ ١٦٧، حديث ٧.