جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٦٨ - اولين قبله
تمام اموال خود را در آنجا خرج كردند. و فقط در ماههاى حرام مىتوانستند آذوقه تهيه كنند و داد و ستد نمايند.
(١) خداوند متعال موريانه را فرستاد و تمام كلمات قطعنامه را خورد، مگر نام خدا را، اين راز را پيامبر اكرم به ابو طالب گفت.
ابو طالب پيش قريش رفت. گفتند: اى ابو طالب! آمدى كه صلح كنى و از گرسنگى خسته شدى. گفت: نه! بلكه آمدم خبرى را به شما بگويم. اوّل دستور دهيد، قطعنامه را اينجا بياورند. رفتند و قطعنامه را آوردند.
ابو طالب گفت: آيا صندوق قطعنامه سالم است؟ گفتند: بلى. گفت: محمّد- ٦- پسر برادرم به من گفت كه خدا، موريانهاى را مأمور كرده و آن حيوان، تمام كلمات آن را خورده است مگر نام خدا را. اگر راست باشد، دست از ظلم خود برداريد و گر نه او را تسليم شما مىكنم تا هر طور كه مىخواهيد با او رفتار نماييد.
مردم فرياد كشيدند: «قبول داريم». صندوق را باز كردند همان گونه يافتند كه پيامبر خبر داده بود. در اين هنگام مسلمانانى كه با ابو طالب آمده بودند، تكبير گفتند و صورت مشركين دگرگون شد.
ابو طالب گفت: معلوم شد كه كدام يك از ما ساحر و كاهن است. از طرفى، هشام بن عمرو عامرى، به رفتار قريش با بنى هاشم، اعتراض كرد[١].
اوّلين قبله
(٢) ١١١- رسول خدا- ٦- در مقابل حجر الأسود نماز مىخواند، هم رو به بيت المقدس بود و هم كعبه را جلو خود قرار مىداد و اين آيات را مىخواند و هيچ كس هم او را نمىديد:
[١] بحار: ١٩/ ١٦، حديث ٨.