جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٢٣٣ - تأخير در قبض روح، به امر امام(ع)
تأخير در قبض روح، به امر امام (ع)
(١) ٢- صفوان، از عبدى نقل مىكند كه گفت: عيالم به من گفت: خيلى وقت است كه امام صادق- ٧- را نديدهايم. اگر امسال به حج برويم با امام نيز تجديد ديدار مىكنيم.
گفتم: ما كه چيزى در بساط نداريم تا به حج برويم.
گفت: چرا، من مقدارى لباس و زينت آلات دارم، آنها را بفروش تا با آن به حج برويم. من هم چنين كردم. و عازم سفر شديم. هنگامى كه نزديك مدينه رسيديم. همسرم بشدّت مريض شد تا اينكه مشرف به موت گرديد. وقتى به مدينه رسديم، خدمت امام صادق- ٧- رفتم در حالى كه از سلامتى او مأيوس شده بودم. سلام عرض كردم و حضرت نيز جوابم را داد و از حال همسرم پرسيد.
جريان را گفتم و عرضه داشتم كه از خوب شدن او نااميد شدهام.
حضرت فرمود: بخاطر اين است كه خيلى ناراحتى؟
گفتم: آرى.
فرمود: خوف نداشته باش! دعا كردم تا خداوند او را عافيت دهد. وقتى كه بر گردى خواهى ديد كه خوب شده و نشسته است و به او شيرينى مىدهند.
عبدى مىگويد: به سرعت برگشتم و ديدم حال همسرم خوب شده، نشسته و كنيز به او شيرينى مىخوراند. از حالش پرسيدم، گفت: خدا به من شفا داده و ميل به شيرينى پيدا كردم.
گفتم: وقتى از پيش تو رفتم نااميد بودم. امام صادق- ٧- از حال تو پرسيد كه جريان را به او گفتم. فرمود: نترس، وقتى كه برگشتى خواهى ديد كه همسرت نشسته و شيرينى مىخورد.
زن گفت: وقتى تو رفتى، من در حال احتضار بودم. مردى داخل شد و پرسيد:
چه شده است؟ گفتم در حال مردن هستم و اين هم ملك الموت است كه براى قبض روح من آمده است.