جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٦٩٨ - طعنههاى مخالفين بر قرآن
در باره آيه وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ[١]، اشكال كردهاند و گفتهاند: در حالى كه هيچ يك از آنان اين گونه نگفتند.
(١) پاسخ اينكه: هنگامى كه بخت نصر، بيت المقدس را سوزاند و بنى اسرائيل را از آنجا راند و آنان را به اسارت گرفت و تورات را نيز سوزاند كه چيزى از آن باقى نماند. در ميان اسيران «دانيال» پيامبر بود كه خواب بخت نصر را تعبير نمود و از اين رو «بخت نصر» او را در بهترين منزل جا داد. عزير تورات را براى يهوديان به عينه باز آورد هنگامى كه بعد از مرگ بخت نصر به شام مراجعت كرد.
پس طايفهاى از يهود گفتند كه او پسر خداست نه همه يهوديها و اين يك خاصى است كه به صورت عام گفته شده.
و در باره آيه: فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقِيمٌ[٢]، اشكال كرده و گفتهاند: اين آيه چگونه با آيه ديگر كه گفته است: لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ[٣] جمع مىشود؛ زيرا اين خلاف اوّلى است؛ چون در اوّلى مطلقا گفته است او را در بيابان انداختيم اما در دوّمى آن را مشروط نموده است؟
پاسخ اينكه: معناى آن اين است كه اگر با اجابت كردن دعايش، به او رحم نكرده بوديم، او را در «عراء» مىانداختيم. و در حالت اوّل او را انداخته بود:
فَاجْتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ[٤]، ولى خداوند او را با نعمت دادن از جانب خود تدارك كرد و او را در فضا انداخت و مورد مذمّت نبود و او را برگزيد و پيامبرش نمود.
[تناقضى ميان دو آيه نيست اگر چه در «نبذناه» مطلق بود] و در اين حالت مورد ملامت نبود. [و در جايى ديگر انداختن را مشروط گفته و معنايش اين است كه اگر ترحم ما به يونس- ٧- نبود او را به صورت ملامت شده مىانداختيم] اگر چه اين ملامت، ملامت عتاب بود نه عقاب؛ زيرا او ترك اولى كرده بود.
[١] سوره برائت، آيه ٣٠.
[٢] سوره صافات، آيه ١٤٥.
[٣] سوره قلم، آيه ٤٩.
[٤] سوره قلم، آيه ٥.