جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٣٤٧ - امام(ع) و آگاهى از نيات مردم
گفت: اين دو دينار را براى من فرستادند و گفتند: آنها را به حليسى بده و به او بگو: هر كس در اطاعت خدا باشد، خداوند نياز او را برآورده مىكند[١].
نور امام حسن عسكرى (ع)
(١) ٢٢- اسحاق بن يعقوب از «بدل» كنيز امام حسن عسكرى- ٧- نقل مىكند كه گفت: امام عسكرى- ٧- در حالى كه خواب بود، نورى را ديدم كه از كنار سر او به طرف آسمان ساطع بود[٢].
امام (ع) و رفع نگرانى دوستان
(٢) ٢٣- على بن زيد مىگويد: روزى خدمت امام حسن عسكرى- ٧- رسيدم و نشستم. ناگاه به ياد آوردم دستمالى را كه در آن پنجاه دينار نهاده بودم.
بدين خاطر، ناراحت شدم امام چيزى بر زبان نياوردم.
حضرت فرمود: خوف نداشته باش. آن دستمال نزد برادر بزرگ تو مىباشد.
هنگامى كه برخاستى، آن دستمال از جيب تو افتاد و او برداشت. ان شاء اللَّه جايش محفوظ است. وقتى به خانه آمدم برادرم آن دستمال را به من داد[٣].
امام (ع) و آگاهى از نيّات مردم
(٣) ٢٤- ابى العيناء مىگويد: خدمت امام حسن عسكرى- ٧- مىرسيدم. گاهى كه تشنه مىشدم، خجالت مىكشيدم از آن حضرت، آب طلب كنم. اما امام- ٧- مىفرمود: «اى غلام! به او آب بده» و گاهى هم با خود مىگفتم برخيزم و بروم. و در اين مورد فكر مىكردم كه باز امام- ٧- مىفرمود: «اى غلام! مركبش را حاضر كن»[٤].
[١] بحار: ٥٠/ ٢٧١، حديث ٣٨.
[٢] بحار: ٥٠/ ٢٧٢، حديث ٣٩.
[٣] بحار: ٥٠/ ٢٧٢، حديث ٤٠.
[٤] بحار: ٥٠/ ٢٧٢، حديث ٤١.