جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٨٢ - ميزبانى سعد بن عباده
طرح قتل پيامبر ٦
(١) ١٣٣- همسر عبد اللَّه بن مسلم- كه زنى يهودى بود- گوسفندى را بريان كرد و مسمومش نمود و سپس آن را خدمت پيامبر فرستاد. بشر بن البراء نيز با ايشان بود.
حضرت ران گوسفند را برداشت اما وقتى بر دندان نهاد، بيرون انداخت و فرمود:
«اين گوشت به من خبر داد كه مسموم شده است». ولى بشر كه مقدارى از گوشت را فرو برده بود مسموم شد و درگذشت. رسول خدا- ٦- زن را طلب كرد و از او باز خواست نمود، او اقرار كرد. حضرت پرسيد: «چه چيز تو را به اين كار وادار كرده بود؟».
زن گفت: «شوهرم و بزرگان قبيلهام را كشتهاى، با خود گفتم اگر اين پادشاه باشد از شرّش راحت مىشويم! و اگر پيامبر باشد خدا او را آگاه مىكند»[١].
ميزبانى سعد بن عباده
(٢) ١٣٤- روزى پيامبر- ٦- روزه بود. سعد بن عباده آن حضرت و على- ٧- را براى افطار دعوت كرد. وقتى كه افطار كردند، رسول خدا- ٦- فرمود: «پيامبر و وصى او در خانه تو افطار كردند. و نيكان از غذاى تو خوردند و روزهداران نزد تو روزه خود را شكستند و ملائكه بر تو درود فرستادند».
سعد الاغ تنبلى داشت. جل انداخت و حضرت را سوار كرد. از آن پس الاغ چنان به سرعت راه مىرفت كه هيچ الاغى نمىتوانست با آن رقابت كند[٢].
(٣) ١٣٥- در جنگ احزاب، وقتى خندق كنده مىشد، خواهر عبد اللَّه بن رواحه از مقابل آن حضرت عبور كرد پرسيد: «كجا مىروى؟»
[١] بحار: ١٧/ ٤٠٨، حديث ٣٧.
[٢] بحار: ١٧/ ٤٠٩، حديث ٣٧.