جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٦٧٢ - عجز شعرا و بلغا در معارضه با قرآن
محمّد- ٦-،- نعوذ باللَّه- سخنان او را به خود نسبت دهد و ادعا كند كه قرآن معجزه اوست؟!!! پاسخش اين است كه: ما ضرورتا مىدانيم كه قرآن مختص آن حضرت است؛ چنانچه در مورد اشعار و مصنفات، صاحبان آنان را مىشناسيم مانند اشعار امرئ- القيس يا كتاب عين خليل. قرآن مجيد هم از آن حضرت ظاهر گشته و از او شنيده شده و در ميان مردم حرفى كه دلالت كند بر اينكه قرآن از غير او ظاهر شده، ديده نمىشود. و مردم اصلا اين سخن را جايز نمىدانند، چگونه در حكمت حكيم سبحان جايز است به كسى اين گونه تمكين بدهد و حال آنكه محمّد- ٦- در زهدش از دنيا و آزاد نفسيش از اول كارش تا آخر كارش معلوم بود، پس چگونه اين اتهامات به او مىچسبد؟![١].
عجز شعرا و بلغا در معارضه با قرآن
(١) اگر بگويند شايد گذشتگانى مانند امرئ القيس و امثال او اگر معاصر آن حضرت مىشدند، مىتوانستند با قرآن معارضه كنند! در پاسخ مىگوييم: اگر معارضه خواستن با «شعر» بود، اين سخن صحيح مىنمود، علاوه، در زمان پيامبر- ٦- هم افرادى بودند كه بلاغتشان از گذشتگانى مثل امرئ القيس كمتر نبود و كسانى بودند كه از آنان در بلاغت قويتر بودند. و رسول اكرم- ٦- هم آنان را مجبور نكرد كه از جانب خودشان بياورند، بلكه مىتوانستند مثل قرآن از سخنان خودشان و از سخنان كسانى كه قبل از آنان بودند، بياورند.
اگر مىدانستند در سخن آنان چيزى هست كه مىتواند با قرآن برابرى كند مىآوردند و مىگفتند: اين سخن كسى است كه پيامبر نيست، ولى در بلاغت مساوى با قرآن است.
[١] بحار الأنوار: ٩٢/ ١٢٦.