جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ١٥٦ - گواهى جنيان بر وصايت على(ع)
حضرت فرمود: «آيا خويشاوندى شما به پيامبر از من نزديكتر است».
گفتند: نه.
باز هم آنان گفتند: ما در راه خدا جهاد كرديم.
امام پرسيد: «آيا بيشتر از من جهاد كردهايد؟».
گفتند: نه.
حضرت فرمود: «من و اين كارگر، در استفاده از بيت المال مساوى هستيم».
طلحه و زبير گفتند: «پس اجازه بده ما به عمره برويم!».
حضرت فرمود: «شما به عمره نمىرويد؛ من از نيت شما آگاهم. هر جا مىخواهيد برويد!».
وقتى كه رفتند، حضرت فرمود: «هر كس بيعت خود را بشكند به ضرر خودش تمام مىشود»[١].
گواهى جنّيان بر وصايت على (ع)
(١) ١٢- جعفر بن عبد الحميد نقل مىكند: در جايى جمع بوديم شخصى گفت:
على- ٧- وصى رسول خدا- ٦- بود. ديگران گفتند: اين گونه نيست. آمديم پيش ابو حمزه ثمالى و جريان را به او گفتيم. ابو حمزه خشمگين شد و گفت: علاوه بر انسانها، اجنّه نيز بر جانشينى او گواهى دادهاند:
خبر داد مرا ابو خيثمه تميمى به اينكه وقتى بين معاويه و على- ٧- حكميت بر قرار شد، با خودم گفتم: نه با على همراهى مىكنم و نه عليه او كارى انجام مىدهم. بالأخره به روم رفتم. وقتى كه در ساحل رود ميّافارقين[٢] عبور مىكردم، صدايى از پشت سر شنيدم كه مىگفت:
|
يا أيّها السارى بشطّ فارق |
مفارق للحق دين الخالق |
|
[١] بحار: ٨/ ٤١٥ ط حجرى. حلية الابرار: ١/ ٣٦٥.
[٢] ميّافارقين؛ شهرى در ديار بكر است.