جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٤١٤ - نمونهاى از قدرت على(ع)
پيامبر اكرم- ٦- نيز دست راستش را بيرون آورد؛ على- ٧- دستش را بر سينه رسول خدا- ٦- گذاشت و فرمود: اى ام ملدم! خارج شو؛ چون او بنده خدا و پيامبر اوست.
سعد مىگويد: رسول خدا- ٦- نشست و ازار از دوشش افتاد و فرمود: اى على! خدا تو را به چند خصلت فضيلت داده و از فضيلتهاى تو اين است كه دردها را مطيع تو گردانيده است. و از هر چيزى باز دارى و نهى كنى، به اذن خدا نهى مىشود[١].
نمونهاى از قدرت على (ع)
(١) ١٩- يك نفر خارجى با مرد ديگرى دعوا كرد و نزد على- ٧- آمدند و حضرت، ميان آنان به حكم خدا و پيامبر، قضاوت كرد. اما آن مرد خارجى گفت:
در قضاوت، عدالت به خرج ندادى!! حضرت فرمود: دور شو[٢] اى دشمن خدا! پس آن مرد به صورت سگى درآمد و لباسهايش به هوا پريد. دم خود را تكان مىداد و از چشمانش اشگ مىريخت.
حضرت به حال او دلسوزى نمود و دعا كرد، مجددا به صورت انسان برگشت و لباسهايش از هوا به تنش برگشتند.
آنگاه على- ٧- فرمود: آصف (بن برخيا) وصى حضرت سليمان نيز مانند اين كار را انجام داد چنانچه خداوند در كتابش از او نام برده و داستان او را به اين صورت نقل كرده است كه: قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ[٣] آيا پيامبر شما نزد خداوند گراميتر است يا سليمان؟ گفتند: پيامبر ما.
[١] بحار الانوار: ٤١/ ٢٠٢، حديث ١٦.
[٢] در عربى« اخسأ» است كه به سگ مىگويند.
[٣] يعنى:« آن كسى كه علمى از كتاب داشت، گفت: من آن را( تخت بلقيس) در يك چشم بهم زدن نزد تو مىآورم»( سوره نمل، آيه ٤٠).