جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٧٥٧ - توصيف على(ع) توسط ابو مويهب راهب
توصيف على (ع) توسط ابو مويهب راهب
(١) ٢٠- بكر بن عبد اللَّه اشجعى از پدرانش نقل مىكند در آن سالى كه پيامبر اكرم- ٦- به شام رفت، عبد مناة بن كنانه و نوفل بن معاويه نيز براى تجارت به شام رفتند. آنان را «ابو مويهب» راهب ملاقات كرد و از آنان پرسيد:
شما كيستيد؟
گفتند: تاجرانى از اهل حرم از قريش هستيم.
پرسيد: از كدام تيره قريش؟ پاسخ او را دادند.
باز پرسيد: كسى از قريش غير از شما هم آمده است؟
گفتند: آرى، جوانى از بنى هاشم به نام محمّد- ٦- ابو مويهب گفت: به خدا سوگند! او را مىخواستم.
گفتند: به خدا سوگند! در ميان قريش گمنامتر از او نيست و او را «يتيم قريش» مىگويند و او اكنون اجير زنى به نام «خديجه» است. با او چكار دارى؟
در اين هنگام راهب سر خود را تكان مىداد و مىگفت: اوست، پس از آن دو خواست كه محمّد- ٦- را به او نشان دهند.
مىگويند: او را در «بازار بصرى» رها كرديم و مشغول سخن گفتن بود كه محمّد- ٦- نمايان شد، راهب گفت: اين همان است. و مدتى با او خلوت كرد و در گوشى با وى سخن گفت: سپس ميان دو چشم محمّد- ٦- را بوسيد و چيزى از جيب خود در آورد كه نفهميديم آن چه بود، ولى محمّد- ٦- نپذيرفت. وقتى كه از او جدا شد، به ما گفت: از من بشنويد كه به خدا سوگند! او پيامبر اين عصر است و بزودى مبعوث مىشود و مردم را به گفتن «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» دعوت مىكند، وقتى اين گونه ديديد از او پيروى كنيد.
باز پرسيد: آيا پسرى به نام على- ٧- براى ابو طالب متولد شده است؟
گفتيم: نه.
گفت: يا متولد شده و يا بزودى براى ابو طالب پسرى متولد خواهد شد كه اولين