جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٣٨١ - عناد و سنگدلى يهوديان
شديم، او پرسيد: كجا مىرويد؟
ذو الكلاع گفت: به سوى پيامبرى كه از قريش مبعوث شده مىرويم و اين هم فرستاده اوست.
راهب گفت: اين پيامبر، در گذشت.
پرسيدم از كجا مىدانى؟
گفت: قبل از اينكه شما به اينجا برسيد، من كتاب دانيال پيامبر را نگاه مىكردم تا اينكه به اوصاف محمّد- ٦- و مدت عمر و اجلش رسيدم و چنين يافتم كه او در اين ساعت فوت كرده است.
ذو الكلاع گفت: پس ما برمىگرديم.
جرير مىگويد: من هم (به مدينه) برگشتم و ديدم رسول خدا در همان روز، وفات كرده است[١].
عناد و سنگدلى يهوديان
(١) ١٧- امام حسن- ٧- در باره آيه: ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً[٢] روايت كرده كه: پيامبر- ٦- مىفرمود:
خداوند متعال مىفرمايد: اى گروه يهوديان! قلبهاى شما مانند سنگ خشك شده و هيچ رطوبتى از آن ترشح نمىكند؛ يعنى شما نه حق خدا را عطا مىكنيد و نه زكات اموالتان را مىدهيد و نه خوب را گرامى مىداريد و نه به مهمان، احترام مىگذاريد و نه به داد مظلومى مىرسيد و نه با چيزى از انسانيت، رابطه پيدا مىكنيد (از انسانيت هيچ چيز نمىدانيد).
در آيه كه فرموده است: أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً اين را بر شنوندگان، مبهم قرار داده و بيان
[١] بحار الانوار: ١٥/ ٢٢٠، حديث ٤٠.
[٢] يعنى:« پس قلبهاى شما بعد از اين، مانند سنگ سخت شد يا از آن هم سختتر گرديد»( سوره بقره، آيه ٧٤).