جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٦٣٢ - مقايسه حكايت امام زمان(عج) با حكايت حضرت ادريس(ع)
پسرش به جاى او حكمرانى مىكرد. در حالى كه آدم- ٧- همه اينها را به شيث وصيت كرده بود. و به او آمدن نوح پيامبر و غرق شدن مردم در طوفان او را نيز بشارت داده بود. و بعد از پيامبر- ٦- نيز چنين شد، اوّلى (ابو بكر) به ناحق بر على- ٧- مستولى شد و خلافت را به ظاهر در دست گرفت و سپس آن را به رفيقش واگذار نمود و بعد از او سوّمى آنان خلافت را گرفت كه ياوهگويى بيش نبود. و به دنبال آنان خلافت به على- ٧- كه حقّش بود بر گشت. و بعد از مولا على تاريكى بر روى تاريكى بود تا برسد به امام مهدى آل محمّد- عجّل اللَّه تعالى فرجه الشريف- كه زمين را از وجود دشمنان دين پاك خواهد كرد.
از امام باقر- ٧- روايت شده است فرمود: خداوند سبحان به آدم- ٧- وحى كرد: من تو را مىميرانم پس به شيث وصيت نما كه او عطا و بخشش من است و دوست مىدارم كه زمين از دانشمندى كه حكم مرا مىراند خالى نباشد، لذا او را حجت خود در زمين قرار مىدهم. آنگاه آدم- ٧- فرزندانش را جمع كرد و گفت: خداى من به من فرمود كه به عطا و بخشش خدا وصيت كنم و خدا او را بعد از من براى شما اختيار نموده، پس گوش به فرمان او و از او اطاعت كنيد. آنان گفتند: گوش به فرمان و فرمانبردار او خواهيم بود[١]. و پيامبر اكرم- ٦- نيز در باره على- ٧- روز غدير، اين چنين سفارش فرمود.
(١)
مقايسه حكايت امام زمان (عج) با حكايت حضرت ادريس (ع)
(٢) امّا ادريس پيامبر- ٧- از شهر و آبادى خود رانده شد، مردم آنجا كار بيهوده انجام مىدادند. و ادريس آنان را از اينكه به دعاى او خداوند سبحان باران رحمت را از آنان قطع خواهد كرد، با خبر ساخته بود، آنگاه به درون غارى پناه برد
[١] اثبات الهداه: ١/ ٢٥٩، حديث ٢٤٩. بحار: ١١/ ٢٦٥، حديث ١٤.