جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ١٨٤ - طغيان فرات و انار بهشتى
طغيان فرات و انار بهشتى
(١) ٥١- در خلافت على- ٧- رود فرات طغيان كرد. مردم آمدند و از آن حضرت استمداد كردند. حضرت سوار مركبش شد و به طرف فرات حركت كرد.
وقتى كه از محله ثقيف مىگذشت، عدّهاى از جوانان نشسته بودند. با نگاههاى خود ايشان را مورد تمسخر قرار دادند.
حضرت متوجه شد و فرمود: «اى بازماندگان قوم ثمود و اى متكبران! شما جز عدّهاى اوباش لئيم نيستيد. من كجا و اين غلامان كجا!».
پير مردان قبيله گفتند: اينها جوانان جاهلى هستند ما را به گناه آنها نگير و ببخش.
حضرت فرمود: «به شرطى مىبخشم كه وقتى برگشتم، اين مجلس برپا نباشد و خرابيها را درست كرده باشيد، و ناودانهايى را كه به كوچه مىريزد برداشته باشيد، و چالهها را پر نموده باشيد، چون همه در سر راه مسلمانان است و باعث اذيت آنها مىشود».
گفتند: به همه دستورات شما عمل مىكنيم. حضرت از آنجا گذشت و آنها نيز دستورات حضرت را اجرا كردند.
وقتى كه امام به فرات رسيد، دعا كرد و ضربهاى به آب زد، آب يك ذراع پايين رفت. انارى را از آب گرفتند و به حضرت دادند و گفتند: آب از پل، بالا رفته و اين انار را آورده است.
حضرت فرمود: «اين انارى است از انارهاى بهشت. و ميوههاى بهشت را در اين دنيا فقط پيامبر و وصى او بايد بخورند نه كس ديگر. اگر اين گونه نبود آن را بين شما تقسيم مىكردم»[١].
[١] بحار: ٤١/ ٢٥٠، ح ٦.