جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٤٣٧ - پناه بردن حيوانات به اهل بيت(ع)
تو مىباشد! گفتم: اين، پدر من نيست.
گفت: او را آتش و دود جهنم و عذاب دردناك، دگرگون كرده است.
به او گفتم: آيا تو پدر من هستى؟! گفت: آرى.
گفتم: پس چه چيز تو را از شكل و صورت خودت، تغيير داده است.
گفت: اى فرزندم! من بنى اميّه را دوست داشتم و آنها را بر خاندان پيامبر، بعد از رحلت پيامبر، ترجيح مىدادم. و خداوند بخاطر اين، مرا عذاب كرد و تو آنها را دوست مىداشتى و به اين جهت از تو بدم مىآمد. و تو را از مال و ثروتم محروم كردم و حقّت را ندادم. و اكنون پشيمان هستم. به باغ برو و زير درخت زيتون را حفر نما و آن ثروت را بردار كه ١٥٠ هزار درهم است. پنجاه هزار درهم آن را به محمّد بن على- ٧- بده و بقيه، مال تو باشد.
سپس آن مرد گفت: من اكنون مىروم تا آن ثروت را بردارم و سهم تو را هم بياورم.
ابو عيينه مىگويد: سال آينده به خدمت امام باقر- ٧- رسيدم و پرسيدم: آن مرد صاحب مال، چه كرد؟
حضرت فرمود: پنجاه هزار درهم نزد من آورد و من بدهى خويش را پرداخت نمودم و زمينى در ناحيه خيبر خريدم و مقدارى از آن را هم به نيازمندان خاندان خود، دادم[١].
پناه بردن حيوانات به اهل بيت (ع)
(١) ٩- جابر جعفى مىگويد: با امام باقر- ٧- به حج رفتيم و من همراه
[١] بحار الانوار: ٤٦/ ٢٤٥، حديث ٣٣.