جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٢٩٢ - استغاثه از رسول خدا
صدايم كرد و فرمود: نام يكى را «على» بگذار و ديگرى را «امّ عمر».
آنگاه به كوفه آمدم و ديدم همسرم دو نوزاد به دنيا آورده است و همان گونه كه حضرت فرموده بود، نامگذارى كردم. سپس از مادرم پرسيدم: معنى ام عمر چيست؟
گفت: مادرم را «ام عمر» مىگفتند[١].
رؤياى صادقه
(١) ١٨- وشّاء از مسافر نقل مىكند كه مىگويد: به امام رضا- ٧- گفتم:
در خواب ديدم مثل اينكه ظرفى كه در آن چهل تخم بود، به زمين گذاشتند.
حضرت فرمود: اگر رؤياى صادقه باشد، مردى از ميان ما قيام مىكند و چهل روز زندگى مىكند.
پس محمّد بن ابراهيم (ابن طباطبا) قيام كرد و تا چهل روز زنده بود[٢].
خروج امام رضا (ع) از مدينه
(٢) ١٩- وشّاء از امام رضا- ٧- نقل مىكند كه وقتى حضرت، در خراسان بود، فرمود: هنگامى كه خواستند مرا از مدينه خارج كنند و به اينجا بياورند، افراد خانوادهام را جمع كردم و به آنها دستور دادم براى من گريه كنند تا گريه آنان را بشنوم. آنگاه دوازده هزار دينار ميان آنان پخش كردم.
سپس فرمود: من ديگر به سوى خانوادهام برنمىگردم[٣].
استغاثه از رسول خدا ٦
(٣) ٢٠- وشّاء مىگويد: عقربى مرا گزيد، گفتم: يا رسول اللَّه! يا رسول اللَّه! يك نفر اين را شنيد، تعجب كرد و خوشش نيامد.
[١] بحار: ٤٩/ ٥٢، حديث ٥٥.
[٢] بحار: ٤٩/ ٥٢، حديث ٥٦.
[٣] بحار: ٤٩/ ٥٢، حديث ٥٧.