جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٦٨٦ - مطلق بودن معارضه خواهى قرآن كريم
آنان نتوانند سخنى نزديك به سخنان او را بياورند و هنگامى كه آوردند اين «معجزه» باشد[١].
(١)
اعجاز قرآن در فصاحت و نظم با هم
(٢) مىگويند: آنچه دلالت مىكند كه منظور از معارضه خواستن، هم در فصاحت و هم در نظم بوده، اين است كه ما مىبينيم پيامبر آنان را مطلقا به معارضه خواست و استثنا و تخصيصى نزد، پس از جانب خداوند متعال فرمود: قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً[٢].
و همچنين خداوند متعال فرمود: وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ[٣].
و مردم از آن حضرت نپرسيدند: آيا منظور پيامبر از معارضه خواستن فقط در فصاحت است يا در نظم تنها يا در هر دو و يا در غير اين دو مىباشد؟ پس آنچه درك مىشد گفت و ترديدى هم نبود؛ زيرا اگر آنان شك مىكردند، مىپرسيدند ولى اين كار را نكردند مگر اينكه آنان معارضه داشتند و ميانشان معروف بود.
قبلا فهميديم كه عربها با هر فنّى، با همان فن معارضه مىكردند، از اين رو هيچ وقت «شاعر» با «خطيبى» كه نمىتوانست در مقابل شعر او شعر بگويد، معارضه نمىكرد و نه خطيب با شاعر. و هر كس با نظير و مانند خويش معارضه مىكرد و معارضهكننده هم قانع نمىشد مگر اينكه مثل و مقابلش را بياورد؛ مانند معارضه جرير با فرزدق و جرير با اخطل، وقتى كه اين عادتشان بود، بايد همان طور معارضه مىكردند.
مطلق بودن معارضه خواهى قرآن كريم
(٣) اگر گفته شود: صحيح است كه عادت عرب بر آنچه ذكر گرديد تعلق گرفته
[١] همان مدرك.
[٢] سوره اسرى، آيه ٨٨.
[٣] سوره بقره، آيه ٢٣.