جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٥١٩ - تشخيص دادن مؤمن از منافق
غلوّ ننمودن در باره اهل بيت (ع)
(١) ٢٣- از اسماعيل بن عبد العزيز روايت شده كه گفت: امام صادق- ٧- به من فرمود: آبى را براى من در دستشويى بگذار، پس برخاستم و آب را گذاشتم و با خود گفتم: من در مورد او اين گونه و آن گونه مىگويم در حالى كه به دستشويى مىرود.
وقتى كه بيرون آمد گفت: اى اسماعيل! بر هيچ بناى فوق طاقتش بار نكنيد كه منهدم مىشود. ما را بنده مخلوق قرار دهيد. و هر چه مىخواهيد در باره ما بگوييد مگر نبوّت[١].
خيال باطل در باره اهل بيت (ع)
(٢) ٢٤- خالد بن نجيح مىگويد: بر امام صادق- ٧- وارد شدم و ديدم نزدش مردمى هستند، پس سرم را پايين انداختم و در گوشهاى نشستم و با خود گفتم: واى بر آنها! چه چيز آنان را غافل كرده كه نزد چه كسى حرف مىزنند؟! ناگاه حضرت مرا ندا داد و فرمود: من به خدا سوگند! بنده مخلوق هستم و پروردگارى دارم كه او را عبادت مىكنم و اگر وى را نپرستم مرا با آتش عذاب مىكند. پس گفتم: در مورد تو فقط حرف خودت را مىگويم[٢].
تشخيص دادن مؤمن از منافق
(٣) ٢٥- ابو هاشم جعفرى مىگويد: نزد امام حسن عسكرى- ٧- بودم كه مردى آمد. حضرت فرمود: اين ايستاده از برادران تو نيست. گفتم: چگونه او را شناختى؟ فرمود: مؤمن را از سيمايش مىشناسيم و منافق را از سستى او[٣].
[١] بحار الأنوار: ٢٥/ ٢٧٩، حديث ٢٢.
[٢] بحار الأنوار: ٤٧/ ٧١، حديث ٢٦ و ٢٧.
[٣] بحار الأنوار: ٦٩/ ٢٦٨.