جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٢٩٩ - شفاى چشم
(١)
باب دهم: در معجزات امام محمّد تقى (ع)
شفاى چشم
(٢) ١- محمّد بن ميمون مىگويد: پيش از اينكه امام رضا- ٧- به خراسان برود، در مكه با او بودم و به آن حضرت عرض كردم: مىخواهم به مدينه بروم، توسط من نامهاى به ابو جعفر- ٧- بفرست. حضرت لبخندى زد و نامه را نوشت. و من به مدينه آمدم. در آن هنگام چشمان من، بينايى خود را از دست داده بودند.
وقتى كه در مدينه، خدمت حضرت جواد- ٧- رسيدم، خادم، او را از گهواره برداشت و به سوى من آورد. من نامه را به او دادم. حضرت هم به موفق خادم، فرمود تا نامه را بگشايد و مقابل او قرار دهد، خادم دستور وى را اجرا كرد.
امام جواد نگاهى به نامه انداخت و آنگاه فرمود: اى محمّد! چشمانت چگونه هستند؟
گفتم: يا بن رسول اللَّه! چشمانم به مرضى گرفتار شدند و همان طور كه مىبينيد، بينايى آن از بين رفت.
فرمود: نزديك بيا. نزديك رفتم. آن حضرت دست مبارك خويش را دراز كرد و به چشمانم كشيد. نور آنها برگشت و مانند صحيحترين موقع خود گرديد. پس