جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٣٤٠ - پاسخ به سؤال فراموش شده
امام (ع) و خبر از مرگ طاغوت
(١) ٨- على فرزند محمّد بن زياد صيمرى مىگويد: بر احمد بن عبد اللَّه طاهر[١] وارد شدم. در مقابلش نامه امام عسكرى- ٧- را ديدم كه در آن نوشته بود:
«من در مورد اين طاغوت (المستعين) از خدا مسألت نمودهام. تا سه روز ديگر كار او تمام است».
هنگامى كه روز سوم شد، مستعين، از خلافت خلع شد و بعد از مدتى به قتل رسيد[٢].
بازى با دين خدا و فرجام آن
(٢) ٩- ابو هاشم جعفرى مىگويد: با امام حسن عسكرى- ٧- در زندان مهتدى، پسر واثق، محبوس بودم. روزى به من فرمود: امشب اين طاغوت مىخواهد با دين خدا بازى كند. و خداوند عمرش را تمام كرد و روزيش را بريد.
وقتى كه صبح شد، تركها بر مهتدى هجوم آورده و او را كشتند. و «معتمد» به جاى وى نشست. و به اين ترتيب، خداوند ما را حفظ نمود[٣].
پاسخ به سؤال فراموش شده
(٣) ١٠- حسن بن ظريف مىگويد: دو مسأله مرا به خود مشغول كرده بود. لذا خواستم نامهاى بنويسم و آنها را از امام حسن عسكرى- ٧- بپرسم. نامه را نوشتم و در باره قائم- ٧- پرسيدم كه چگونه قضاوت مىكند و كجا مىنشيند؟ و مىخواستم از تبى كه دو روز در ميان به سراغ آدم مىآيد، بپرسم اما
[١] او جانشين برادرش در فرماندهى شرطههاى بغداد بود. و در خلافت معتز بعد از مرگ برادرش، جاى او را گرفت.( الاعيان: ٣/ ١٢٠).
[٢] بحار: ٥٠/ ٢٤٨، حديث ٢.
[٣] بحار: ٥٠/ ٣٠٣، حديث ٧٩.