جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٦٨٨ - ممتاز بودن نظم قرآن
خواهى، هم در فصاحت و هم در نظم است و آنان اين دو را با هم نداشتند.
و اختصاص قرآن كريم به يك نظم خاص مخالف ساير اقسام كلام، واضحتر از اين است كه خود را به زحمت بيندازيم و بر آن دليل بياوريم، دليل جاى لازم است كه شبهه باشد، ولى اينجا هيچ شبههاى وجود ندارد.
نظر سيّد مرتضى (ره) در تأييد برهان صرف
(١) سيّد [مرتضى] مىگويد: به نظر من معارضه خواهى، به فصاحت و نظم با هم بوده است نه به يكى از اين دو. پس اگر معارضه با شعرى يا رجزى موزون و يا نثرى كه در آن روش نظم و فصاحت قرآن نيست، واقع شود، معارضه بجا واقع شده است.
پس صرف و بازداشتن بنا بر اين، اين گونه مىشود كه خداوند متعال از افراد بشر، تمام علومى را كه با آن بتواند مثل فصاحت قرآن و نظم آن را بسازد، سلب كرده است. از اين رو در سخن عرب به چيزى بر نمىخوريم كه در فصاحت و نظم، به قرآن نزديك باشد.
(٢)
ممتاز بودن نظم قرآن
(٣) گفتهاند: ما نظم داريم و نثر، «نظم» همان «شعر» است و بيشتر مردم قادر بر شعر نيستند. و خداوند متعال معجزه پيامبرش را از نوعى قرار داده است كه هر كس بر آن قادر است و بر نوع انسان سخت نيست و اين داراى وزن نمىباشد، پس حجّت بر همه تمام است.
و آنچه در علم به «اعجاز نظم» بايد دانسته شود اين است كه: بداند مبانى كلام و اسباب فصاحت در لفظ، كدام است و ترتيب آن چگونه مىباشد و الفاظ چگونه با هم تباين دارند و فرق ميان فصيح و فصيحتر و بليغ و بليغتر چيست. مقدار نظم و وزن و آنچه با آن نظم از نثر شناخته مىشود و فاصله كلام و انتهاى آن و ابتداى آن و انواع سخن و شعر را بداند. آنگاه به آنچه به او عرضه شده بنگرد تا بداند كه آن از كدام نوع است؟ و چگونه بر يك ديگر فضيلت دارند تا بداند كه نظم قرآن