جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٥٩٨ - در معجزات حضرت محمد
خواندن و نوشتن نمىدانستند)، پيامبرى از خودشان فرستاد»، تا به اين آيه: «و قوم ديگر از آنان كه هنوز به آنها نپيوستند»[١]، و مانند اين آيه شريفه: «تا بترسانم بدان شما را و هر كه را (كه خبر اين قرآن به او) برسد»[٢].
و اختلافى نيست كه در شريعت هم اين لفظ بايد بر عموم حمل شود؛ چون كتاب و سنّت و اجماع كه ادلّه شريعت مطابق آن است، بر كلام ما دلالت مىكند.
اگر بگويند: خرّميه در اين باب مخالفند و اين را قبول ندارند، پس چطور مىگوييد اجماع در اين جا واقع شده است؟ مىگوييم: مخالفت «خرّميه» تازه و جديد است كه قبل از آن اجماع واقع شده و بعد از اجماع، در قرون بعدى، مخالفت صورت گرفته است[٣].
(١)
در معجزات حضرت محمّد ٦ و جانشينان او از نظر اخلاقى
(٢) بدان كه اين مسأله (اخلاق پيامبر و ائمه) نشانهاى عظيم و دليلى قوى و معجزه بزرگى است كه كسى به طور مفصل آن را نمىشناسد، مگر خواص و عامه مردم به طور اجمال به تبعيت از خاصه آن را مىشناسند. و اين بدين جهت است كه براى هيچ كس ممكن نيست و كسى نشنيده صبرى چون صبر حضرت محمّد- ٦- و ائمه از خاندان و اهل بيت او داشته باشد. و كسى نتوانست حلم و بردبارى و وفاى به عهدى مانند آنان را داشته باشد. و نه شفقت، مهربانى، رحمت، زهد، مساعدت، سخاوت، فروتنى، حسن معاشرت، علم و حكمتى مانند آنان. و كسى مانند آنان نسبت به محافظت به آنچه كه گوش مىكنند نيست. و كسى مانند آنان در سكوت هنگامى كه ساكت مىشوند و چون سخن گفتن آنان وقتى
[١] سوره جمعه، آيه ٢ و ٣.
[٢] سوره انعام، آيه ١٩.
[٣] فرقه« خرّميه» منقرض و نابود شدهاند و انقراض آنان دليل بر باطل بودن مذهب آنهاست؛ زيرا اگر حق بودند باقى مىماندند؛ چون حق از امّت خارج نمىشود.