جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٦٠٠ - پيامبر
كه خداوند متعال به آدم و همه پيامبران و فرشتگان آموخت، مىدانست. و علاوه بر آن، چيزهايى كه آنان آگاهى نداشتند خداوند به او آگاهى داد و او را به مقامى رساند كه آنان به آن نرسيدند. او در تمام روزگار زندگيش، در مقابل حماقتها، بردبارى، و در برابر آزار و اذيتها، تحمل و در مواجه با تنگدستى، صبر را اختيار مىكرد.
و تعجب از قريش است با اينكه در زمان خود، بردبارترين مردم روى زمين بودند، اما نسبت به پيامبر وقتى به او مىرسيدند زبان به ناسزا مىگشودند و در حماقت زياده روى مىنمودند به طورى كه به طرف حضرت شكمبه و خونابه پرتاب مىكردند و در مسيرش خار و خاشاك و به سر و صورت مباركش خاك مىريختند! با اين حال، پيامبر اكرم- ٦- وقتى كه با قدرت وارد مكّه گرديد، به سخنرانى ايستاد و فرمود: من همان سخنى را كه برادرم يوسف گفت، مىگويم:
«امروز هيچ نكوهشى براى شما نيست»[١]. بزرگوارى و گذشت او از آنان معروف است چرا كه «منكر» آنان را مقابله به «معروف» نمود.
(١) حضرت، حافظترين مردم نسبت به تورات و انجيل و زبور و همه كتابهاى پيامبران و سرگذشت رسولان و امّتهاى پيشين بود، بدون آنكه درسى و كتابى خوانده باشد. او- ٦- اخبار پادشاهان و زورگويان را مىدانست و پندها و بلاهايى كه در اعصار گذشته و آينده از زمان حضرت آدم به بعد تا بر پا شدن قيامت بوده و خواهد بود را مىدانست. و راستى و درستى، شعار و عمل او بود. و در وفاى به عهد سرآمد قريش بود.
خيانت و پيمانشكنى قريش و اعراب يكى پس از ديگرى بويژه در قضيه «صلح حديبيه» و ديگر جاها معروف و مشهور است، اما با اين حال كسى از او يك مورد خيانت و پيمانشكنى و يا دروغ به ياد ندارد. چه در جوانى و چه در پيرى او، به طورى كه قبل از بعثت و پيامبرى، او را «صادق و امين» يعنى راستگو و امانتدار مىناميدند.
[١] سوره يوسف، آيه ٩٢.