جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٢١ - نقش رسول خدا
نشانه قبيله عبد القيس
(١) ٢٠- عدّهاى از قبيله عبد القيس تعدادى گوسفند پيش پيامبر آوردند و از آن حضرت خواستند كه نشانهاى براى شناخته شدن آنها قرار دهد. رسول اكرم- ٦- دستش را به موهاى بنا گوش آن گوسفندان كشيد و موهاى آن قسمت سفيد شد و نسل آنها همه اين گونه به وجود آمدند[١].
باران در مدينه
(٢) ٢١- در مدينه باران سختى باريد، مردم به پيامبر- ٦- پناه آوردند و از او خواستند تا دعا كند. حضرت دست به دعا برداشت و فرمود: «خدايا باران را به حوالى مدينه فرود آور، نه خود مدينه». تمام ابرها به اطراف مدينه كشيده شدند و از خود مدينه باران قطع شد[٢].
گواهى بت بر صدق ادعاى پيامبر ٦
(٣) ٢٢- عدّهاى از عربها، بتى را عبادت مىكردند، ناگهان از بت صدا آمد كه «محمّد- ٦- بر شما مبعوث شده و شما را به دين حق دعوت مىكند» مردم با سرعت به طرف پيامبر آمدند و اكثر حاضرين، ايمان آوردند[٣].
نقش رسول خدا ٦ در جنگ
(٤) ٢٣- در جنگ بدر، هنگامى كه كار زار بين سپاه اسلام و لشكر كفر، در گرفت، پيامبر- ٦- مشتى خاك برداشت و به طرف دشمن انداخت و چشم دشمنان از آن پر شد، چنان كه اگر باد شديد و شكنندهاى هم وزيده بود،
[١] بحار: ١٧/ ٤٠٦، حديث ٢٩.
[٢] بحار: ١٧/ ٣٥٤، حديث ٦.
[٣] بحار: ١٧/ ٣٧٦، حديث ٣٥.