جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٦٨٢ - فلسفه گوناگون بودن معجزات پيامبران(ع)
پيشرفت كردهاند قرار مىدهد؛ چنانچه در زمان حضرت موسى- على نبينا و ٧- سحر بر مردم غالب آمده بود و خداوند هم معجزه او را از اين قبيل قرار داد و در دست آن حضرت «عصا» را به «مار» تبديل نمود و براى او «يد بيضاء» و معجزات ديگرى قرار داد، پس آن اقوام فهميدند كه اين سحر نيست و به او ايمان آوردند.
(١) و همين طور در زمان حضرت عيسى- ٧- طب غالب بود و معجزه او نيز از اين قبيل بود و خداوند به دست او مرده را زنده نمود و كور و مرض پيسى را شفا داد.
از اين رو مردم آن زمان فهميدند كه با «طبّ» نمىشود به اين كارها دست يافت لذا به حضرت عيسى- ٧- ايمان آوردند.
و در زمان حضرت محمّد- ٦- فصاحت و بلاغت غالب گرديده بود تا اينكه فقط با آن به يك ديگر تفاخر مىكردند، خداوند متعال هم معجزه پيامبر را در فصاحت قرار داد و قرآنى بر او فرستاد كه فصيحان فهميدند كه اين از جنس كلام بشر نيست و به آن ايمان آوردند.
از اين رو فصيحان و شاعرانى مانند قيس بن زهير و كعب بن زهير آمدند و ايمان آوردند. و «اعشى» هم آمد و رسول خدا- ٦- را به قصيده معروفش مدح كرد و خواست ايمان بياورد، ولى قريش نگذاشتند و بدترين چيزها را كه مىتوانستند در حق او روا مىداشتند و مىگفتند: اسلام، زنا و شرابخوارى را براى تو حرام و ممنوع مىكند.
او گفت: من پير شدم و به زنا نيازى ندارم. آنگاه از او خواستند شعرى را كه در مدح پيامبر سروده است براى آنان بخواند، او هم اين گونه خواند:
|
الم تغتمض عيناك ليلة ارمدا |
و بت كما بات السليم مسهّدا |
|
|
نبيّا يرى ما لا ترون و ذكره |
اغار لعمرى في البلاد و انجدا[١] |
|
[١] يعنى:« آيا چشمانت بخاطر درد، شب به خواب رفته است و مانند( انسان) گزيده شده بيدار مانده است؟ پيامبرى كه مىبيند چيزى را كه شما آن را نمىبينيد و نام او در كشورها بزرگ گرديده و غور كرده است».