جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٣٥٢ - ميلاد امام زمان(عج)
(١)
باب سيزدهم: در معجزات امام زمان (عج)
ميلاد امام زمان (عج)
(٢) ١- حكيمه خاتون مىگويد: روزى به خدمت ابو محمّد- ٧- رسيدم، به من فرمود: اى عمّه! امشب نزد ما بمان؛ چون امشب خدا جانشين و خليفه خود را ظاهر خواهد كرد.
گفتم: از چه كسى؟
فرمود: از نرگس خاتون.
گفتم: نرگس كه حامله نيست.
فرمود: حاملگى او مانند حاملگى مادر موسى است. فقط هنگام تولد آشكار مىشود. لذا آن شب در آنجا ماندم و با نرگس خاتون در يك جا خوابيدم. وقتى كه شب به نيمه رسيد، هر دو برخاستيم و نماز شب خوانديم. با خود گفتم: صبح نزديك شد ولى آنچه را كه ابو محمّد- ٧- گفته بود ظاهر نشد! آنگاه امام- ٧- از اطاق خودش صدا زد و فرمود: عجله نكن. با شرمندگى به اطاق برگشتم. نرگس خاتون نزدم آمد در حالى كه درد زايمان گرفته بود. پس او را به سينه چسباندم و «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» و «إِنَّا أَنْزَلْناهُ» و «آية الكرسى» را خواندم. پس آن كودك در شكم مادر مىخواند آنچه را كه من خواندم.