جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٥٤٤ - ناكامى ام جميل در گستاخى به رسول خدا
هم وفات نمود[١].
ناكامى مجدّد منصور
(١) ٦١- على بن ميسره مىگويد: وقتى كه عبد اللَّه بن محمّد دوانيقى از امام صادق- ٧- خواست كه نزد او برود، غلامش با شمشير آخته كه در آستينش پنهان داشت، ايستاده بود، به او گفت: هر وقت «جعفر» آمد و من پشت سر او رفتم و به تو اشاره كردم، گردنش را بزن! هنگامى كه امام- ٧- وارد شد و به دوانيقى نگاه كرد، چيزى گفت كه من نفهميدم مگر اين سخنش را كه گفت: «اى كسى كه تمام خلقش را كفايت مىكنى و كسى او را كفايت نمىكند، مرا از شرّ محمّد بن عبد اللَّه حفظ كن».
ابو جعفر پشت سر امام رفت ولى غلامش را نديد تا اشاره كند و غلامش هم نه او را مىديد و نه امام صادق- ٧- را از اين رو منصور دوانيقى به امام گفت: اى جعفر! در اين هواى گرم تو را خسته كردم به خانهات برگرد! امام برگشت و منصور دوانيقى به غلامش گفت: واى بر تو! چه چيز باعث شد كه دستور مرا اطاعت نكنى؟! غلام گفت: نه به خدا سوگند! نه او را ديدم و نه تو را تا اينكه بيرون رفت و پرده ميان من و تو و او كشيده شد. آنگاه منصور گفت: اگر اين حرف را در جايى بزنى، عوض او تو را مىكشم![٢].
ناكامى ام جميل در گستاخى به رسول خدا ٦
(٢) ٦٢- جابر از امام باقر- ٧- روايت مىكند كه در يكى از شبها پيامبر اكرم- ٦- سوره «تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ» را خواند. به ام جميل خواهر
[١] بحار الانوار: ٤٦/ ٤٩، حديث ٧.
[٢] بحار الانوار: ٤٧/ ١٧٠، حديث ١٢.