جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٢٩٥ - تعيين محل دفن
قلب تو را نورانى گرداند. پس آنچه از روزه گرفتن و دعا كردن به تو گفتم انجام بده.
پس روز شنبه سحر، نزد من آمد و گفت: گواهى مىدهم كه او امام واجب الاطاعه مىباشد.
پرسيدم چگونه اين را فهميدى؟
گفت: ديشب امام رضا- ٧- به خواب من آمد و فرمود: اى ابراهيم! به خدا سوگند! تو به سوى حقّ باز خواهى گشت. و او مىگفت: هيچ كس جز خدا حال او را نمىدانست[١].
تعبير خواب امام رضا (ع)
(١) ٢٤- وشّاء از مسافر روايت مىكند كه گفت: روزى امام رضا- ٧- به من فرمود: برخيز و ببين در اين چشمه دو مار وجود دارد؟ پس رفتم و به آن چشمه نگاه كردم و آن دو مار را ديدم. عرض كردم: آرى.
فرمود: من اين را در خواب ديدم و رسول خدا- ٦- به من فرمود:
اى على! آنچه نزد ماست، براى تو خير است[٢] و بعد از چند روز، از دنيا رفت[٣].
تعيين محل دفن
(٢) ٢٥- حسن بن عبّاد؛ كاتب امام رضا- ٧- مىگويد: هنگامى كه مأمون تصميم گرفته بود كه به بغداد برود، خدمت امام- ٧- رسيدم. امام رضا فرمود: اى عباد! ما داخل عراق نمىشويم و آن را نمىبينيم.
وقتى امام- ٧- اين سخن را گفت، من گريستم و گفتم: مرا از ديدن
[١] بحار: ٤٩/ ٥٣، حديث ٦٢.
[٢] علامه مجلسى مىگويد: شايد منظور امام اين بوده است كه مرگ او مثل وجود آن دو مار، براى او روشن است.
[٣] بحار: ٤٩/ ٥٤، حديث ٦٣.