جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٥٩٦ - باطل بودن عقيده خرميه
از اين راه اقرار مىكنيد و ايمان به نبوّت او مىآوريد؟
پس اگر بگويند: در نقل آنان دروغ جائز نيست، مىگوييم: اگر نسبت به آنان در اين مطلب دروغ را جائز نمىدانيد، مىبايست ملتزم شويد به اينكه آمدن پيامبر بعد از حضرت محمّد- ٦- از طرف خداوند را جايز ندانيد؛ زيرا همان افرادى كه اخبار او را نقل كردهاند، خود آنان گفتهاند كه پيامبر- ٦- فرمود: «بعد از من پيامبرى نيست».
و اگر درستى يكى از اين دو نقل جايز باشد، راستى و درستى ديگرى نيز جايز است و همچنين آن افرادى كه براى ما نقل كردهاند كه پيامبر اكرم آنان را به اين مطلب كه بعد از او پيامبرى نيست، مطلع نموده است، آنان به حدى از كثرت و زيادى رسيدهاند كه نمىتوان به آنها نسبت تبانى بر دروغ و مانند آن داد. و بر اين مطلب، شيعه اجماع كرده است و اجماع آنان حجّت است. و اين كلام پيامبر علامتى است كه مراد و مقصود حضرت از آن دانسته مىشود كه حضرت اراده عموميتى نموده است كه به هيچ وجه تخصيص بردار نيست. پس دانستيم (با شنيدن اخبار آنان به اين صورت) كه: حتما بعد از رسول خدا- ٦- پيامبرى نيست.
و اگر گفتند: چطور اين مطلب به ذهن ما نمىرسد؟ مىگوييم: چون شما دقّت در اين روايت نمىكنيد همان طور كه يهوديها و مسيحيها در اخبار پيامبر كه مىبينند و تصديق مىكنند، دقت نمىكنند. اگر شما و آنان آن روايت را به دقت ملاحظه مىكرديد، براى شما و آنها علم به اين دو امر حاصل مىشد، همان طور كه براى ما حاصل شده است.
(١) برهان چهارم و اگر (خرّميه) بگويند: فرقى بين شما و اهل تورات و انجيل نيست؛ چون آنان مىگويند: حضرت موسى و عيسى- ٨- ما را به چنگزدن به دينمان براى هميشه دستور دادهاند و اين امر اقتضاى ابديت و هميشگى بودن را مىكند كه