جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٥٩٤ - باطل بودن عقيده خرميه
و در اين مورد جواب ديگرى نيز وجود دارد و آن اينكه اين خطاب در روز قيامت به آنان مىشود كه: «اى فرزندان آدم! چون پيامبرانى از بين خود شما بيايند ...» همچنان كه خداوند متعال در جاى ديگر مىفرمايد: «اى گروه جن و انس! آيا براى هدايت شما پيامبرانى از بين شما نيامد كه آيات مرا برايتان بيان كنند و شما را از ديدار اين روز (قيامت) بترسانند؟»[١].
و گفتهاند معناى آيه اين است كه: «اگر بر شما فرستادگانى از فرشتگان براى مصلحتهاى شما بيايند» يعنى اين رسولان و فرستادگان از پيامبران نمىباشند، پس در اين صورت «منكم» متعلق به «يأتكم» مىباشد نه متعلق به «رسل» و اين گفته نيز نيكوست.
(١) برهان دوّم و امّا قول خداى متعال «خاتم النبيين»[٢] خاتم، به كسر تاء است در اين صورت معناى آيه چنين است: «كسى كه با پيامبريش، پيامبرى ختم مىشود». و مانند آن است كلمه «خاتم مسك» يا «ختامه مسك» است، يعنى: آخر و نهايت طعم و مزه آن «مشك» است. و باز مثل اين قول است كه مىگويد: «هذا خاتم هذا الأمر؛ يعنى: او آخر اين امر است».
عاصم[٣] اين آيه شريفه «خاتم النبيين» را به فتح «تاء» قرائت كرده است كه البته معنايش تأويل و برگردانده مىشود به كسر «تاء» چون او از ختمكننده كتابى است كه همه را جمعآورى نموده و از امر او فارغ شده است.
همچنين پيامبر ما ختمكننده پيامبران است؛ زيرا او در آخر آنها فرستاده شده و بعد از او رسولى نيست، پس كسى كه «تاء» را فتحه داده، «خاتم» را مصدر گرفته و مصدر گاهى جاى فاعل و گاهى جاى مفعول مىآيد. ولى اگر «خاتم» به كسر
[١] سوره انعام: آيه ١٣٠.
[٢] سوره احزاب: آيه ٤٠.
[٣] او اهل كوفه و از قراء سبعه است.