جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٥٨٠ - ماجراى جالب هام، رسول خدا و على(ع)
فرمود: جانشين «هود» كه بود؟ گفت: «يوحنا بن حنان» پسر عموى هود.
(١) فرمود: وصىّ و جانشين «ابراهيم» كه بود؟ گفت: «اسماعيل و جانشين اسماعيل، اسحاق».
فرمود: جانشين «موسى» كه بود؟ گفت: «يوشع بن نون».
فرمود: جانشين «عيسى» كه بود؟ گفت: «شمعون بن حمون صفا» پسر عموى مريم.
فرمود: از چه رو اينان جانشينان پيامبران مىباشند.
گفت: چون در دنيا زاهدترين مردم بودند و راغبترين آنان به آخرت.
فرمود: در كتاب، جانشين «محمّد» را چه كسى يافتهايد؟ گفت: در تورات، نامش «إلياست».
رسول خدا- ٦- فرمود: اين «إلياست» او على جانشين و برادر من است، او زاهدترين مردم نسبت به دنيا و راغبترين نسبت به خداوند در آخرت مىباشد.
هام بر على- ٧- سلام كرد و گفت: اى رسول خدا! آيا او نام ديگرى هم دارد؟
فرمود: آرى، «حيدر» پس على- ٧- سورههايى از قرآن را به او آموخت.
هام گفت: اى على! اى جانشين محمّد- ٦- آيا آنچه از قرآن به من آموختى براى نماز من كافى است؟
فرمود: آرى. اندك قرآن، بسيار است.
يك بار ديگر هام آمد و بر رسول خدا- ٦- سلام داد و خداحافظى كرد و برگشت. و ديگر پيامبر- ٦- را نديد تا اينكه آن حضرت از دنيا رفت. در روز هرير، حضرت على- ٧- را ديد و گفت: اى جانشين محمّد! ما در كتابهاى پيامبران خواندهايم كه جانشين محمّد- ٦- بهترين مردم، در جلوى سر مويى ندارد. حضرت- ٧- كلاهخود