جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٢٧٦ - احتجاج امام رضا(ع) با علماى يهود و نصارى
آنها از جواب باز ماندند و گفتند: ما نمىتوانيم قبول كنيم كه اين محمّد، محمّد شماست؛ چون اگر به پيامبرى او و جانشينى على- ٧- و فرزندان فاطمه اقرار كنيم، به اجبار مسلمانشدهايم.
(١) امام فرمود: تو اى جاثليق! در پناه خدا و پيامبرش ايمان بياور و از ناحيه ما، بدى به تو نمىرسد و از چيزى خوف نداشته باش.
جاثليق گفت: اكنون كه مرا پناه دادى، نامهايى كه ذكر نمودى، در تورات، انجيل و زبور آمده است.
حضرت فرمود: آيا سخنان تورات و انجيل و زبور راست است يا دروغ؟
گفت: بلكه راست است. و خدا جز حق نمىگويد.
بعد از اينكه امام از جاثليق اقرار گرفت، رو به رأس الجالوت كرده، فرمود:
گوش كن اى رأس الجالوت! سفر فلان از زبور داود را.
رأس الجالوت گفت: بخوان، خدا تو را و پدر و مادرت را مبارك گرداند. امام شروع كرد و سفر اول از زبور را خواند. تا اينكه به نام محمّد، على، فاطمه و حسنين- :- رسيد. فرمود: اى رأس الجالوت! تو را به خدا! آيا اينها در زبور داود نيست؟ و به تو نيز مثل جاثليق پناه مىدهم.
رأس الجالوت گفت: آرى، عين مطالب و نامها در زبور آمده است.
حضرت فرمود: تو را به حق ده معجزهاى كه خداوند بر موسى بن عمران اعطا نمود، قسم مىدهم آيا اين پنج تن، در تورات به عدل و فضل توصيف نشدهاند؟
گفت: آرى، و كسى كه منكر آن شود به خدا و پيامبرانش كافر گرديده است.
امام رو به او كرد و فرمود: فلان سفر از تورات را بياور و شروع كرد به خواندن.
رأس الجالوت از خواندن و فصاحت و بلاغت حضرت، تعجّب كرد. وقتى امام به نام مقدس محمّد- ٦- رسيد، رأس الجالوت گفت: آرى، اينها احماد و دختر او، واليا و شبر و شبير هستند كه معناى آن به عربى مىشود: محمّد، على، فاطمه، حسن و حسين.
امام آن جزء از تورات را تا به آخر خواند. سپس رأس الجالوت گفت: به خدا