جلوههای اعجاز معصومین - راوندی، قطب الدین - الصفحة ٢٧٤ - احتجاج امام رضا(ع) با علماى يهود و نصارى
آنچه را كه به تو گفتم در اين مدت صورت نگرفت، پس من دروغگو و افترا زننده هستم. ولى اگر صحيح شد پس بدان كه تو ردكننده خدا و رسول او هستى.
(١) سپس امام فرمود: چيز ديگرى نيز هست و آن اينكه: آگاه باش كه بزودى نابينا خواهى شد و چيزى را نمىبينى نه زمين و نه كوهى را. بعد از چند روز همان طور شد كه امام فرموده بود.
مطلب ديگر اينكه: تو بزودى به دروغ قسم خواهى خورد، لذا به مرض پيسى مبتلا مىشوى.
محمّد بن فضل مىگويد: به خدا قسم! هر چه حضرت رضا- ٧- فرموده بود، به سر عمرو بن هذّاب آمد.
سپس امام رضا- ٧- رو به جاثليق كرده فرمود: آيا در انجيل، دليلى بر پيامبرى حضرت محمّد- ٦- هست؟
جاثليق گفت: اگر چنين چيزى باشد، ما آن را انكار نمىكنيم.
حضرت فرمود: از «سكينه»- كه در سفر سوم از كتاب انجيل است- به من بگو.
گفت: نامى از نامهاى خداى متعال است كه براى ما اظهار آن جايز نيست.
امام فرمود: اگر براى تو ثابت كنم كه آن اسم محمّد- ٦- و ياد اوست و عيساى پيامبر، به آن اقرار كرده و آن را براى بنى اسرائيل بشارت داده است، اقرار مىكنى، و در صدد انكار آن بر نمىآيى؟
گفت: اگر چنين كنى اقرار مىكنم؛ چون من انجيل را رد نمىكنم و منكر آن نيز نمىشوم.
حضرت فرمود: پس بگير براى من سفر سوم را كه در آنجا نام محمّد- ٦- ذكر شده و عيسى به پيامبر اكرم حضرت محمّد- ٦- بشارت داده است.
جاثليق گفت: اين هم سفر سوم. حضرت، سفر[١] سوم از انجيل را گرفته و
[١] به جزئى از اجزاى تورات و انجيل« سفر» گويند.