عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٣٩ - آيين اسلام و ترسا در خدمت به مادر
سبب قطع پا
از زمخشرى پرسيدند كه علت قطع پاى تو چه بود؟ گفت: به هنگام كودكى گنجشكى را به دست آوردم و پرهايش را كندم و سپس به پايش نخى بستم، روزى گنجشك فرار كرد و در سوراخى فرو رفت، از پى او دويدم مقدارى از نخ باقى مانده بود، آن را گرفتم و آن قدر كشيدم كه يك پاى آن حيوان قطع شد، مادرم چون اين داستان را بديد برآشفت و گفت: خداوند پايت را قطع كند چنان كه پاى اين زبان بسته بىگناه را قطع كردى!
چون به سن جوانى رسيدم در سفر بخارا از اسب فرو افتادم و پايم شكست، هرچند معالجه كردم فايده نبخشيد ناگزير به قطع پا شدم.
آيين اسلام و ترسا در خدمت به مادر
شيخ كلينى در كتاب شريف «الكافى» در باب احسان به پدر و مادر از زكريا بن ابراهيم نقل مىكند كه زكريا گفت:
من نصرانى بودم مسلمان شدم و به حج رفتم و خدمت امام صادق ٧ رسيدم و به آن حضرت گفتم: به حقيقت من به كيش ترسايان بودم و از روى صدق و راستى مسلمان شدم، فرمود: در اسلام چه خوبى ديدى و چه دليلى را در اسلام مشاهده كردى كه آن را بر آيين ترسا برگزيدى؟ گفتم: قول خداى عزوجل را:
[ما كنت تدري ما الكتاب و لا الإيمان و لكن جعلناه نورا نهدي به من نشاء][١].
[١] - شورى( ٤٢): ٥٢.